تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سفرنامه عتبات ( هند و حج ) ( فارسى ) — صفحة 218

مساهمون:

ص٢١٨
بارى ، إلى دو ساعت از شب گذشته ، كشتى توقف نمود ، بعد حركت كرد ، ولى از ديشب ، نصف‌شب كم‌كم هوا خوب شد و قدرى سرد شد . صبح يوم سه‌شنبه ، بيست و هشتم ، قاپودان امر نمود كه پنج نفر از اهل عدن را كه از عدن بىبليط و بىتذكره به عنوان قاچاق در ميان كشتى مخفياً آمده بودند ، بعد از شناختن گرفتند ، هرچه داشتند در ميان [ 148 ] دريا ريخت ؛ فقط يك پيراهن و يك شلوار كه در برداشتند ، باقى گذارد . بعد امر نمود آن‌ها را بردند به ميان كارخانه كشتى « 1 » ، ذوغال به آتشخانه بريزند و بيرون بياورند .

[ گذر از بحر احمر و ورود به درياى هند ]

غرض ، يوم پنجشنبه ، سلخ ذىالحجه ، يك نفر از اهل مسقط مُرد ؛ در دريا انداختند ، ولى از عدن كه گذشتيم ، بعد از يك روز راه كه از بحر احمر خارج شديم ، وارد به درياى هندوستان شديم . آب دريا بسيار موّاج بود و باد زيادى داشت ؛ ولى باد در عقب كشتى بود ، [ و ] خيلى مساعد با حركت كشتى بود ؛ به درجات به سير كشتى افزوده بود و چنان هوا هم سرد بود كه گويا هواى برج قوس ايران است ، و لكن چندان انقلاب و تلاطمى نداشت كه اسباب زحمت بشود .

[ سوت زدن مكرر كشتى به جهت هواى ابرى ]

يوم جمعه ، غره محرم كه از خواب برخاستيم ، هوا مه زيادى داشت ؛ به طورى كه از صد زرع جلوى كشتى را ممكن نبود ديدن و از صبح مشغول زدن سوت « 2 » كشتى
هامش
( 1 ) . موتورخانه كشتى . ( 2 ) . نسخه : صُوت .