بارى ، خداوند خودش رحم فرمايد ! اين اعراب خبيث ، عداوتى كه با هم دارند ، مىخواهند تلافى به حجّاج بيچاره نمايند . بارى ، چهقدر بيچاره حجّاجها بايد رنج كشيده و غصه خورده از دست اين خبيثها .
بارى ، عصر يوم شنبه ، سوّم ذىالحجّه ، از منزل ذهبان ، تقريباً يك ساعت به ظهر مانده حركت كرديم ، ولى خيلى گرم [ است ] و باد گرم هم مىوزد .
[ جدّه در مسير بازگشت از مدينه ]
و همه جا آمديم ؛ ساعت هفت از شب گذشته ، رسيديم به جدّه . ما بايستى در ساعت سه از شب گذشته ، به جدّه برسيم ، ولى راه « 1 » [ را ] گم كردند . تقريباً چهار ساعت بيراهه رفتيم و معلوم است كه بايد بيچاره اين حجّاج و اين قافله ، همه نوع صدمه و زحمت ديده باشند .
بعد از صرف چايى خوابيديم ، ولى الحمد لله از زحمت و ترس اعراب ملعون بين الحرمين ، فىالجمله راحت شديم ، ولى در اين منزل ، تشنگى در بين راه فىالجمله زحمتى به حجّاج داد ؛ چون قبل از ظهر حركت كرديم و هوا هم گرم بود ، آب زياد مصرف شد . از يك ساعت به غروب مانده إلى منزل كه جدّه باشد ، تشنه بوديم .
[ شايعه قتل تمامى حجاج در بين راه ]
صبح يوم يكشنبه ، چهارم ذىالحجّه در منزل بيدار شديم . بعد از صرف چايى [ 114 ] رفتيم به دريا ، خود را شستوشو « 2 » داديم و احرام خود را هم در آب شستيم . مِن باب الإستحباب ، نيت جديد از براى احرام نموديم و تلبيه مجدّد گفتيم و يكى از حجّاج كربلايىها رفت در ميان شهر ، در منزلى كه سابق از رفتن مدينه منزل داشتند ، صاحبخانه او را نشناخته كه از حجّاج است كه در خانه او منزل نموده بود . هرچه
هامش
( 1 ) . نسخه : راهها .
( 2 ) . نسخه : شست شو .