همه جا آمديم از پهلوى مسجدالحرام گذشتيم ، رفتيم إلى ميدان ، پايين آمديم . شخصى آمد ، رفتيم توسط او منزلى گرفتيم . تقريباً نيمساعت از آفتاب گذشته ، رفتيم منزل .
[ ششم ذى الحجه و انجام اعمال عمره تمتع ]
يوم سهشنبه ، شش ذىالحجّه ، بعد از رفتن به منزل ، چايى را صرف نموديم [ و ] با آقاى آقاسيد حسن استرآبادى رفتيم به بركهاى كه از آب چاه مىكشند [ و ] در ميان دو حوض آب مىريزند و مردم مىروند به آب غسل مىكنند .
ما هم غسل كرديم ، رفتيم به بيتالله . ادعيهجات مستحبه كه وارد بود ، خوانديم . مطوّف ما آمد از جهت طواف عمره تمتع كه از جمله واجبات و ركن عمره است . هفت شوط طواف نموديم ؛ بعد دو ركعت نماز طواف عمره كه آن هم واجب است ، در مقام ابراهيم خوانديم . بعد رفتيم به صفا و مروه . از درجات صفا بالا رفتيم ؛ نيت نموديم . هفت دفعه هم سعى بين صفا و مروه نموديم كه آن هم از واجبات عمره تمتع است .
بعد از سعى ، محلّ نشديم كه عصر هم خودمان احتياطاً تجديد طواف و سعى بنماييم . رفتيم منزل ، بعد از صرف ناهار و چايى ، خوابيديم . بعضى از آقايان تشريف آوردند [ 117 ] منزل ما ، بعد از تشريف بردن آقايان رفتيم به بيتالله و حاج شيخ علىاصغرى از اهل كربلا كه حجّ آمده بود ، او همراه ما آمد ، مواظب طواف ما بودند « 1 » . هفت شوط صحيحاً - إن شاء الله - طواف نموديم و دو ركعت نمازش را هم در مقام ابراهيم خوانديم .
هامش
( 1 ) . دو كلمه اخير به قرائن خوانده شده و عبارت متن مخطوطه ، به درستى واضح نيست .