گفته بود كه ما مستأجر خانه تو هستيم كه قبل از رفتن به مدينه در خانه تو بوديم ، اظهار كرده بود كه آن حجّاج را در راه مدينه تمام كشتهاند .
بالاخره توسط بعضى از علامات و نشانهها شناخته بود . در ميان شهر پراكنده شده بود خبر مصيبت در راه . بارى ، تقريباً در پنج ساعت به غروب مانده ، از جدّه حركت كرديم ، ولى چون منزل نزديك و امن است ، خيلى به آهستگى طى مسافت مىنموديم . از جدّه كه بيرون آمديم ، متصل در بين راه از اهل جدّه توسط قاطر و اسب و يابو ، به سمت مكّه مىرفتند . گويا متجاوز از نصف جدّه به حجّ مىروند و اغلب از دكاكين هم در جدّه بسته بود .
بارى ، طريق ما از ميان كوهها مىباشد كه در طرفين جاده مىباشد و ما از ميان كوهها عبور مىنماييم ، ولى كوههاى اينجا به مثل كوههاى ايران نيست ؛ كوچكتر است و در بعضى از كوههاى كنار جاده قراولخانهها ساخته بودند ، ولى بعضى خراب شده بود [ 115 ] و در كنار جاده ، قهوهخانههاى حصيرى بود .
و اين راه امن است و از جانب شريف در بين راه عسكر گذاردهاند . با وجود اين مطلب ، شتر ذلول و شمشير ما [ را ] در شب ، اعراب گرفته بودند . بارى ، در دو ساعت از شب گذشته رسيديم به دو قهوهخانه در كنار جاده ، به مثل قهوهخانههاى جادههاى ايران كه سفيد و ساخته از آجور و خشتوگل بود .
[ بُحره در پنج فرسنگى جدّه ]
ساعت هفت از شب گذشته رسيديم به منزل بُحره . « 1 » بعد از راحتى خوابيديم إلى صبح . و [ امروز ] پنج فرسنگ پيموديم .
هامش
( 1 ) . سفرنامه ميرزا داوود وزير وظايف ، ص : 92 « بحره » جاى بزرگى [ است ] ، سربازخانه بزرگى دارد ، كاروانسراى كم خرج و . . . . [ نقل از : سفرنامه ميرزا داود وزير وظايف ص 92 ] ؛ « بحره » در بين راه جدّه - مكّه بود ، آبى داشت ناگوار ، مثل آب جدّه . [ نقل از : پا به پاى امينِ جَبَل . سفرنامه حجّ علّامه سيد محسن الأمين ، مؤلف اعيان الشيعه . ترجمه : جواد محدّثى ، نيز فصلنامه ميقات حج ، ج 7 ص 235 ] .