اخوه پولى است كه عشاير اعراب بينالحرمين از حجاج عجمها ، هر نفرى دو ليره مىگيرند ، ولى از اعراب نمىگيرند .
بارى ، از اعراب كه مطالبه اخوه نمودند ، يعنى به لفظ ديگر پول حراسه مطالبه مىنمايند و اين اعراب نمىدهند . محتمل است كه زد و خوردى بين حضرات بشود ؛ مبادا پاى ما هم داخل بشود و نزد شريف مكّه مسؤول شويم ؛ چون عجمها در جدّه توسط حملهدارها ، اخوه خودشان را ردّ نمودهاند و قبض دارند .
بارى ، به هر نحوى و هر زبانى بود ، امروز را لنگ كردند ، حركت نكردند . شب را در كُظَيمه مانديم و شب هم مجلس روضه [ اى ] حجاج تشكيل دادند « 1 » ، ولى از اول شب چند نفر از اعراب از جانب شيخ آن زمين ، با اسلحه در دور زوّار گردش نمودند إلى صبح ، جهت حراست حجّاج و إلى صبح ، صداى برّه برّه در اطراف خيمهها بلند بود . لفظ برّه در عربى ، يعنى دور برو و بيابان برو .
بارى ، صبح را كه يوم پنجشنبه ، دهم است ، بعد از صرف چايى و طبخ شام ، تقريباً يك ساعت به ظهر مانده ، حركت كرديم . و چون اين منزلى كه در مقابل داريم ، از قرار اظهار مقوّمين و حملهدارها خيلى دزدگاه « 2 » و مخوف است ، اين است كه زودتر از ساير روزها [ 78 ] حركت كرديم . إلى عصر در سيريم .
و تمام اين اراضى ، اين چند روزه ريگزار و نمكزار است و در كنار ساحل دريا ، خطّ سير ما مىباشد و دريا در دست چپ ما واقع است كه به سمت مدينه مىرويم و تقريباً از جادّه كه در سيريم إلى لب دريا ، يك فرسنگ [ و ] نيم مسافت دارد .
هامش
( 1 ) . متن : دارند .
( 2 ) . جايى كه دزدان پنهان شوند ؛ جاى دزدان ؛ محلى كه عبور و مرور در آن كم باشد و دزدان به آسانى در آنجا دستبرد بزنند يا كسى را لخت كنند . ( فرهنگ لغت عميد ) .