بعد رفتم در شهر ، به واسطه بعضى از چيزهاى مختصر كه فراموش شده بود . خريديم ، مراجعت به خيمهها نموديم . ظهر بعد از صرف ناهار و چايى ، تقريباً سه ساعت به غروب ، شتر آوردند ؛ حملها را بستند و كجاوهها را بار نمودند .
تقريباً دو ساعت به غروب مانده ، حركت نموديم ، ولى خيلى به آهستگى شترها را مىراندند . قريب غروب بود كه كجاوه ما كه همكجاوه بودم با آقا سيد عباس كربلايى ، نزديك بود كه از پشت شتر به زير بيايد ، فوراً يكمرتبه با آقا سيد عباس به زير آمديم . جمّالها آمدند كجاوه را درست نمودند .
ما قدرى پياده مشى نموديم تا مغرب شد . يكمرتبه تمام حجاج و قافله ايستادند [ و ] از محملها به زير آمدند از جهت اداى « 1 » عشائين . بعد از خواندن ، مردم سوار شدند ، ما هم سوار شديم . كربلايى محمد ملازم در ميان كجاوه ، شام از جهت ما آورد و آقاى داداش هم با متعلقه خودشان همكجاوه بودند . ايشان هم شام خوردند ، ولى كجاوه خيلى حركت دارد و زحمت و تكان مىدهد . بارى ، إلى صبح در حركت بوديم . فىالجمله خواب ناراحتى در كجاوه نمودم و قبل از طلوع آفتاب ، محملها را نگه داشتند و نماز صبح را حجاج خواندند [ 75 ] ، سوار شديم .
[ منزل ذِهبان در مسير مدينه ]
يوم سهشنبه ، هشتم [ ذىالقعده ] ، دو ساعت [ و ] نيم تقريباً از آفتاب گذشته ، رسيديم به منزل و اسم اين منزل ذِهبان « 2 » است و آبادى در اين نزديكى معلوم نيست باشد ، ولى چند چاه آبى هست كه پول مىگيرند به حجاج مىدهند ؛ ولى هندوانه الحمد لله هست به قيمت اعلى ، و لكن خيلى خسته هستيم .
هامش
( 1 ) . نسخه : اداء .
( 2 ) . كوهى است جهينه را به اسفل مروه ، به ساحل ميان جده و قديد و بين مروه و سقيا . ( لغتنامه دهخدا ) .