تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سفرنامه عتبات ( هند و حج ) ( فارسى ) — صفحة 148

مساهمون:

ص١٤٨
كه ديشب گذشته ، شتر كجاوه ايشان در ميان راه خوابيده است و ايشان عقب مانده‌اند تنها و چند نفر اعراب هم در خيال ايشان بوده‌اند ، « 1 » ولى خداوند خودش حفظ نموده است . بارى ، در اين منزل ، راه دوتا است : يكى راهى است كه ما از سمت جدّه آمديم . و يكى راهى است كه از سمت مكّه مىآيد و مىروند به مدينه . و يك قافله هم در اين‌جا ديدم كه قبل از ما رسيده بودند كه از سمت مدينه آمده‌اند ، به سمت مكّه مىروند . ولى هوا هم امروز مثل ديروز باد گرم است ؛ بد هوايى است . بعد از صرف چايى و ناهار ، فىالجمله خوابيديم . يوم چهارشنبه ، نهم ذىالقعده ، تقريباً پنج ساعت به غروب مانده ، اعراب حركت كردند رفتند و قافله حجاج عجم‌ها ماندند . اجماعى نمودند ، مقوّم‌ها را جمع نمودند . مقوّم [ ها ] كسانى هستند به قول اهل ايرانى ، جلودار شترها . اين‌ها هم جلودار شترها هستند و هم از جانب شريف مكّه ، رئيس قافله .

[ اخذ اخوه از حجاج ]

و حمله‌دارها جمع شدند ؛ بعد از گفت‌وگوى زياد ، اظهار نمودند [ 77 ] كه اين اعراب كه جلو رفتند ، عشيره در اين نزديكى هست ؛ از اين‌ها مطالبه اخوه « 2 » خواهند نمود .
هامش
( 1 ) . يعنى قصد تعرض داشتند . ( 2 ) . اصطلاحى تنها مرتبط با حج نبود ؛ اما بعدها تنها در خصوص حجاج به‌كار رفت . از جمله در سفرنامه مكه ظاهرالملك چنين آمده است : « در بين حرب و دولت قيصرى ، مبالغ زيادى به مشايخ ، اولاد ، اقوام و رؤساى طوايف مىرسيد . به اسم اخوه ، تنخواه مطالبه . گرفته و مىگيرند و آن 32 اخوه است كه هريك دو قران و نيم مىباشد . علاوه بر اين چون اشتر و اشتربانان حصر به اينان دارد ، بر حسب طمع خود كرايه زياد مىگيرند » . گرفتن اخوه گاهى صورت غير انسانى داشت ؛ چنانچه در همين سفرنامه و سفرنامه ميرزا عبد الغفار نجم الدوله آمده است . اعراب به‌طور ناحق ، در طول مسير ، در هر شهر ، گذر و پل ، اخوه مىگرفتند ( سفرنامه ميرزا نايب الاياله ص 183 و 272 ) ؛ خصوصاً از ايرانى ، رسم اخوه مثل جزيه گرفتن بود ( سفرنامه ميرزا على اصفهانى ص 199 ) . نقل با اندكى تغييرات از : تاريخ حج‌گزارى ايرانيان ؛ اسرا دوغان .