[ شرحى در باب رابوق ]
اما اين رابوق قصبهاى است و حكومتنشين است و بازار مختصرى دارد ، ولى خيلى كثيف است و از كسبه بازار و اهالى و فقرا ، تمام يك خنجر بزرگى در كمر زده و بعضىها هم تفنگ بسته بودند و آثار شقاوت از ناصيه همه پيدا است .
و صبح بعد از رسيدن به منزل ، شيخ رابوق كه در واقع از جانب شريف ، حكومت هم دارد در اين قصبه ، آمد به چادر حاج صالح حمله دار . گرچه خود حاج صالح ، هنوز در جدّه است ، نيامده ، ولى نايب از جانب خودش گذارده .
و شيخ چايى خورد و تعداد نفوس حجّاج را تحقيق نمود از جهت حراسه كه هر نفرى را [ 80 ] از حجّاج ، ربع مجيدى « 1 » مىگيرند ؛ يعنى در تمام منزلها مىگيرند . در واقع كرايه زمين است كه فرود مىآيند مىگيرند و تعداد نفوس نمود ، نوشت و رفت .
و اعراب حجّاج كه ديروز از كُظَيمه از ما جلو رفته « 2 » بودند ، در رابوق لنگ نموده ، به آنها رسيديم .
[ سه راهى رابوق ]
و در رابوق ، راه مدينه سه شعبه مىشود :
يكى راه جبل است كه حاير مىگويند . يكى راه سلطانيه ، و يكى راه فرع ؛ ولى راه
هامش
( 1 ) . مجيدى : نام سكهاى معادل پنج قران از نقره در عثمانى است ، منسوب به سلطان عبدالمجيد . ( يادداشت به خط مرحوم دهخدا ) . قطعهاى از نقره و ارزش آن بيست قرش خالص است و به عبدالمجيد از سلاطين عثمانى منسوب است و گويند : « ريال مجيدى » . ( از اقرب الموارد ) . مجيدى بر دو نوع است : مجيدى بزرگ و مجيدى كوچك و هر دو از سكههاى نقره رايج در تركيه و عراق است . مجيدى بزرگ به ارزش 80 قرش و مجيدى كوچك به ارزش 80 قرش رايج است . نصف مجيدى به ارزش 40 قرش و ربع مجيدى به ارزش 20 قرش نيز داشتند و مجيدى منسوب است به سلطان عبدالمجيد 1861 ، 1823 م . ) كه به سال 1839 م . عهده دار سلطنت گرديد . ( النقود العربيه ، ص 184 ) .
( 2 ) . نسخه : + رفته .