در مسير مدينه
بارى ، از جدّه خارج شديم و لكن خيلى هواى جدّه گرم است و اشخاص بىانصافى دارد . در اين چند روزه توقف ما در جدّه ، چند كشتى از حجاج از طرف مصر و بمبئى و بصره وارد شدند . اشياء از قبيل « 1 » خوراكى و غيره را در قيمت ، دو مقابل نمودند . خيلى بىانصاف و بىمروّتاند و سياهچهره و كممو مىباشند .
از بشره اينها آثار وحشىگرى و بىرحمى هويدا است . در واقع ، انسان بعد از ديدن اين اشخاص ، مىفهمد كه پيغمبر اكرم با اين اشخاص ، چهطور زندگى نموده ! مسلّماً اين خبر معروفى كه در لسان و افواه است ، از اخبار صحيحه است :
ما أوذى نبى مثل [ ما ] أوذي - [ - ت ] « 2 »
شب را بعد از صرف غذا خوابيديم .
صبح يوم دوشنبه ، هفتم [ ذىالقعده ] از خواب برخاستيم . بعد از صرف چايى ، رفتيم [ 74 ] به اتفاق آقاى داداش منزل رفقاى رشتىهاى . به واسطه كدورتى كه ديروز بين ايشان آمده بود ، مىخواستند فصل نمايند ؛ رفتيم شايد وصل نماييم .
هامش
( 1 ) . نسخه : + و .
( 2 ) . بحار الأنوار ، ج 39 ، ص 56 ؛ تفسير رازى ، ج 4 ، ص 175 .