در جزيره ما را قرنطينه نمودند . در آنجا منزلى گرفتيم [ و ] شب را [ 66 ] در آن جزيره بوديم ، ولى به مثل قمران ما را اذيت ننمودند ؛ فقط بيستوچهار ساعت در آن جزيره توقف داشتيم . صبح به اجازه حكيم حركت نموديم ، در ميان طرّاد [ ه ] ها كه در لب جزيره از روز گذشته توقف داشتند ، نشستيم . به قدر دو ساعت [ و ] نيم در روى آب در سير بوديم تا رسيديم به جدّه .
[ جده و شرحى مختصر از وقايع و اوصاف آن ]
تقريباً از جزيره إلى جدّه ، دو فرسنگ مسافت داشت . ما را از ميان طرّاده پياده نمودند ؛ داخل يك محصوره نمودند . جلوى درب محصوره ، هر نفرى يك روپيه [ و ] نيم كرايه طرّاده گرفتند . چون طرّادهها دولتى است ، كرايه را دولت مىگيرد ، و در آن محصوره ، مطوّفين حاضر بودند و اين مطوّفين ، اشخاصى هستند به مثل خدّام عتبات و اسمهاى ما را نوشتند .
از آنجا رفتيم در گمركخانه كه در لب دريا واقع است و احمال و اثقال خود را از طرّاده بيرون آورديم و برديم به گمركخانه و در گمركخانه ، چند نفر از جانب حكومتى تفتيش مىنمايند از جهت مال گمركى و از جهت مجيدى ، پول عثمانى ، « 1 » كه گمرك ، مالالتجاره را مىگيرند و هر قدر هم شخص ، مجيدى داشته باشد ، نصف او را مىگيرند به حكم شريف مكّه ؛ چون ورود مجيدى به حجاز ممنوع است .
غرض ، بعضى را پيدا نمودند ، مجيدىهاشان را گرفتند و بعضى را پيدا ننمودند ، و از ما هم تقريباً نود [ و ] شش مجيدى گرفتند ؛ ولى مقدارى ديگر هم داشتيم ، پيدا ننمودند و قبضى به ما دادند كه نود [ و ] شش مجيدى از بابت گمرك [ 67 ] گرفتهاند .
بعد از تفتيش ، احمال و اثقال خودمان را بيرون برديم و وكيل مطوّف ما كه
هامش
( 1 ) . سكه رايج در عثمانى كه منسوب به سلطان عبدالمجيد عثمانى بود .