تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سفرنامه عتبات ( هند و حج ) ( فارسى ) — صفحة 140

مساهمون:

ص١٤٠
بمبئى مىآيد ، به اتفاق برويد ؛ ولى فقط ملّت مذهب جعفرى ، لاغير . و امروز هم جهاز بصره كه در عدن و قُمران ديدم ، وارد شدند . شب را بعد از صرف غذا خوابيديم . صبح يوم شنبه ، بيست [ و ] هفتم شوال ، صبح از خواب برخاستيم و حاج صالح صحّاف حمله دار كه از بمبئى در كشتى با هم بوديم ، آمد منزل ما كه ما در حمل او برويم و در واقع آدم خوبى است و صاحب سفره است نسبت به اعراب . و با او عمل را ختم نموديم كه هر نفرى سى ليره عثمانى كرايه بگيرد و ما را به مدينه ببرد ، بعد به مكّه و بعد به جدّه . بعد امروز را هم به گردش در ميان جدّه و منزل بعضى از آقايان گذرانيديم و آقاى اسدالسلطنة قزوينى كه با كشتى بصره آمده بودند ، عصر تشريف آوردند منزل ما . بعد از صحبت دوستانه و ديدن ، تشريف بردند و شب را بعد از صرف غذا ، خوابيديم . و صبح يوم يكشنبه ، بيست [ و ] هشتم شوال ، از خواب برخاستيم . بعد از صرف چايى ، رفتيم بيرون ، قدرى از احمال و اثقال كه از جهت راه مدينه لازم بود ، گرفتيم و يك عكّامى « 1 » هم به امضاى حاج صالح حمله دار « 2 » خودمان ، امروز گرفتيم از جدّه به مدينه و مكه إلى عودت به جدّه . و عصر رفتيم به منزل آقاى اسدالسلطنه قزوينى . بعد از مراجعت ، آمديم منزل . شب را بعد از صرف غذا خوابيديم .

[ زيارت حضرت حوّا ( عليها السلام ) ]

صبح يوم دوشنبه ، بيست [ و ] نهم شوال ، از خواب برخاستيم . بعد از صرف غذا رفتيم به گردش و قدرى لوازمات بين راه مدينه خريديم . ظهر بعد از صرف ناهار و
هامش
( 1 ) . عكام : كسى كه بار به روى شتران مىبندد ( ناظم الاطباء ) ؛ باربند ( منتهى الارب ) . ( 2 ) . كاروان سالار ؛ قافله‌دار .