حصيرى كه تقريباً بيست [ و ] پنج اطاق است و هر اطاقى تقريباً چهار زرع عرض و ده زرع طول دارد ، منزل گرفتند .
ولى زنانهها را علىحده در ميان اطاق علىحده برده بودند ؛ عريان نموده بودند و حكيم زنانه معاينه نموده بودند . و شب را در آنجا بوديم .
صبح آمدند ما را حركت دادند . توسط [ 65 ] همان طرادههاى روز قبل رفتيم به ميان كشتى ، ولى كشتى حجاج بصره را هم در ميان اطاقهاى ديگر و محصوره سيم خاردار ديگرى منزل دادند و قرنطينه نمودند كه صبح بعد از ما ، آنها را بردند به ميان كشتى خودشان ، ولى عده حجاج آن كشتى ، تقريباً پانصد - ششصد نفرى ايرانى بود و سيصد نفرى از هندى و اعراب بودند و عده حجاج كشتى ما تقريباً پنجاه نفر اهل ايران و يكصد [ و ] پنجاه نفر از اهل اعراب بحرين و هفتصد [ و ] پنجاه نفرى از اهل هند بودند .
[ توقف در جزيرهاى قبل از جده ، جهت قرنطينه ]
غرض ، حركت كرديم يوم چهارشنبه ، بيست [ و ] چهارم شوال ، سه ساعت از آفتاب گذشته رسيديم به جدّه . تخميناً سه فرسنگ به جدّه مانده ، كوههايى در ميان آب نمايان بود كه بعضى را دو زرع و بعضى را يك زرع و بعضى را سه زرع - شايد بيشتر و كمتر هم باشد - آب روى كوهها را گرفته و ما از ميان درّهها عبور مىنموديم ، و شب خيلى سخت است عبور از اين نقطه .
بارى ، در ميان آب ، كشتى لنگر انداخت و طرّادهها آمدند ، تمام احمال و اثقال را حمل به طرّادهها نموديم . خودِ ما هم سوار شديم ، ولى طرّاده ما تمام ايرانى بودند . بردند ما را به يك جزيره كوچكى كه تخميناً سيصد زرع در سيصد زرع بود و چند اطاقى ساخته بودند . ما را پياده نمودند و احمال ما را در ميان طرّاده نگه داشتند و به قدر كفايت مؤنة يك شب ، با خودمان برديم .