آن هم قبل از ما رسيده ، لنگر انداخته بود .
و اين عدن در جزء يمن است و در تحت حكومت انگريزى است ؛ ولى نه بهطور هند و عراق عرب ، [ بلكه ] فقط اسمى از حكومت دارد . [ 63 ] و تمام اهل يمن در تحت اطاعت امام اعظم مىباشند ؛ چون زيدى مذهب مىباشند اغلب و طاعت امام خودشان را واجب مىدانند .
باز سه - چهار ساعتى كشتى توقف نمود و ذوغالسنگ برداشت و حجاج هرچه لوازمات از قبيل خوراكى و غيره لازم داشتند ، از طرّادههايى « 1 » كه نزد كشتى آمده بود ، خريدند .
بعد حركت نمود ، و كشتى حجاج بصره ، قبل از ما حركت نموده بود .
بارى ، بعد از حركت كشتى ، دريا بسيار آرام بود و ماهىهاى زيادى در دريا كه كشتى را مىديدند ، خود را به سرعت از ميان آب بيرون مىانداختند ، بعد فرو مىرفتند . تقريباً دو زرع و سه زرع از ميان آب جستوخيز مىنمودند و مىآمدند در جلوى كشتى شناورى مىنمودند و با كشتى حركت مىنمودند . و مرغهاى زيادى در روى آب گردش و پرواز مىنمودند .
[ جزيره قُمران در ادامه مسير دريايى ، محل قرنطينه حجّاج ]
و شنبه ، بيستم شوال ، عصر رسيديم به قُمران « 2 » . و شب را كشتى لنگر انداخت و صبح حجاج را پياده نموده بودند ، توسط طرّادهايى كه از قُمران آورده بودند ، بردند به جزيره .
هامش
( 1 ) . طرّاده ، مؤنث طراد : كشتى تندرو ، قايق و زورق ، علم و درفش ( فرهنگ فارسى معين ) .
( 2 ) . جزيره قُمران واقع در درياى سرخ و شمال جزيره به فاصله چهل ميل از آن و در فاصله 480 مايلى جده قرار گرفته است . در اين جزيره ساختمانهاى متعدّدى جهت قرنطينه بهداشتى از سوى دولتِ عثمانى بنا گرديده بود ؛ به طورى كه اين تعداد براى ورود مسافرين و قرنطينه آن كافى به نظر مىرسيد . در صورتى كه دولت ورود هندىها و جاوهاىها را به بندر جدّه منوط به داشتن پروانه بهداشتى از قمران قرار مىداد ، نه تنها به سود اين سرزمين ، بلكه به سود تمامى كشورهاى جهان بود و از سوى ديگر برچسبى كه فرنگيان به مكّه نسبت داده و ادّعا مىكنند كه بيمارى و با از مكّه سرچشمه گرفته و جهانيان را مبتلا مىنمايد ، بر طرف مىگردد . ( سفرنامه حجاز : محمد لبيب بتنونى مصرى ، ترجمه هادى انصارى ، ص 164 ) .