بعد از مدتى كه به وسط دريا رسيد ، همان حال اوليه را كشتى پيدا نمود ؛ باز مجدد مردم افتادند و استفراغ نمودند و باز هم باد شديدى از روبهروى كشتى مىوزيد ، بهطورى كه مانع از راه رفتن است .
[ خروج از درياى هند و ابتداى بحر احمر ]
بارى ، همينطور كشتى در تلاطم بود تا اينكه در يوم پنجشنبه ، هيجدهم شوال ، صبح رسيديم به مكلّا « 1 » كه بندرگاه يمن است . تقريباً ده - دوازده فرسنگ از دور ، كوههاى مكلّا نمايان بود و از درياى هند خارج شديم و به درياى بحر احمر وارد شديم و كشتى آرام شد ، ولى باز باد مىوزيد ، فىالجمله ساكتتر .
[ رسيدن به عدن و شرحى از يمن ]
فرداى آن روز كه يوم جمعه ، نوزدهم شوال بود ، صبح دو - سه ساعت از آفتاب گذشته ، به عدن « 2 » رسيديم و از دو سمت ، كوههاى بلندى بود ؛ از ميان آن دو كوه گذشتيم . در واقع بغازى « 3 » بود ، در آن سمت بغاز ، كشتى لنگر انداخت و چند كشتى ديگر هم بود ، و يكى از آن كشتىها ، كشتى حجاج بود كه از سمت بصره آمده بودند .
هامش
( 1 ) . مكلا يكى از شهرهاى آباد كشور و دومين شهر بزرگ يمن جنوبى بعد از عَدَن است . مكلا شهرى است تاريخى كه قدمت آن با حضرموت يكسان است . شهر مكلا پايتخت استان حضرموت كنونى مىباشد . اين شهر در كرانه درياى عرب واقع شده است .
( 2 ) . عدن شهرى است از شهرهاى مشهور يمن ، واقع بر ساحل درياى هند . منطقه اى است كه تا حدودى كمآب است ، آب مشروب آنها از چشمه و رود تأمين مىشود . وضع تجارتى خوبى دارد و محل تجمع تجار و مراكب هندى است . از محصولات آن قهوه است كه صادر مىشود و مرواريد خوب هم از آنجا حاصل مىگردد . به قول ابومحمد الحسن بن احمد الهذانى ، عدن قديم ترين بازارهاى عرب است و آن ساحلى است كه كوهى بدان احاطه كرده است بين عدن و صنعاء 68 فرسخ است . ( از معجم البلدان و تاريخ ادبيات ايران : ادوارد براون ، ج 3 ، ص 334 و حدود العالم ) .
( 3 ) . بُغاز / بوغاز ؛ كلمه تركى و در اصطلاح جغرافيا قطعه بازو مانندى از دريا كه تنگ گشته و ما بين دو قطعه زمين واقع گردد و دو دريا را به هم مرتبط كند ؛ مانند بُغاز داردانل ( ناظم الأطباء ) .
آبراه تنگ و تنگه دريا ( از فرهنگ نظام ) .