غرض ، به زحمت بسيار در كشتى سوار شديم و رفتيم در جايى كه ديروز تهيه نموده بوديم ، نشستيم ؛ ولى بسيار هوا گرم بود و تقريباً چهار ساعت به غروب مانده ، حركت نموديم . همين كه دو ساعتى سير نموديم [ و ] در وسط دريا رسيديم ، كشتى خيلى متحرك شد و به تلاطم آمد . اهل كشتى تمام منقلب شدند و استفراغ نمودند .
بالاخره إلى يوم صبح چهارشنبه در تلاطم بود ؛ بهطورى كه اغلب اهالى كشتى در اين سه روز غذا نخوردند و همينطور افتاده بودند و راه رفتن ممكن نبود . خيلى به زحمت راه مىرفتيم و بهطورى هم باد مىوزيد كه حدّ وصف نداشت و بهطورى آب دريا متلاطم و موّاج بود كه كوههايى از آب بالاى هم سوار مىشد .
[ اول خاك هندوستان از سمت ايران ]
و صبح چهارشنبه كشتى ساكت شد . معلوم شده كه نزديك به ساحل كراجى « 1 » رسيده . بعد از دو ساعتى رسيديم به كراجى كه اين كراجى ، اول خاك هندوستان است از سمت ايران و بسيار خوشهوا مىباشد كه هميشه حكومت بمبئى ، ساكن كراجى است ؛ يعنى اغلب اوقات .
و از لب بندرگاه إلى خود شهر ، يك فرسنگ مسافت دارد و از خود اهالى معلوم است كه خوش هوا مىباشد و چون درشت استخوانتر و قوىتر و خوشرنگترند از مردمان بمبئى .
غرض ، در بندرگاه [ 62 ] عده [ اى ] حجاج كه معطل و منتظر كشتى بودند ، ايستاده بودند . بعد از ساعتى ، نصف ديگر كشتى را كه هم از جهت حجاج كراجى نگه داشته بودند و نصف ديگر را به حجاج بمبئى داده بودند ، از آن سمت پلهكانى به زمين گذاردند . حجاج با احمال و اثقال خود بالا آمدند و تقريباً پنج ساعت كشتى لنگر انداخته بود و چهار ساعت به غروب مانده حركت نمود .
هامش
( 1 ) . كراجى / كراچى : بندر معتبر شبه قاره هند است كه پيش از اسلامآباد پايتخت كشور مسلمان پاكستان بود . اين بندر در كنار درياى عمان واقع شده و مركز صدور پنبه و غلات است . ( لغتنامه دهخدا )