است كه در تابستان در اطراف درياها مىشود ؛ [ به ] خصوص درياى هند .
و خداوند قادر متعال ، باران را در تابستان مىفرستد كه محصول برنج هم عمل آمده ؛ اين است كه در باد و باران ، دريا تلاطم و انقلاب دارد .
[ برخى آداب و رسوم مردم شهر ]
و در شب بيست [ و ] سوم رمضان ، در پشت منزل ، كثرت جمعيتى ديده شد كه لهو و لعب مىنمودند ؛ رفتم به مناظره آنجا . ديدم جائى را زينت نمودهاند و چراغهاى برق آويختهاند و چند نفرى نشستهاند و ساز و طرب مىنوازند ، ولى آلات لهو و لعب آنها نه به مثل آلات لهو و لعب ايران بود .
و جمعيت كثيرى از هندوان در روى نيمكت و صندلى نشستهاند و ايستادهاند و شخصى يك قهوه سينى در دست دارد و چيزى در ميان آن سينى شعله مىكشد و آن شخص در مقابل مردم مىرود ، يا از دوده آن شعله و يا چيز ديگرى است به مثل دوده ، از ميان سينى برمىدارد و به پيشانى مردم مىكشد و مردم هم از او برمىدارند به پيشانى او مىمالند . و در هر محله ، امشب اين بساط است ؛ يعنى هندوان .
[ 51 ] و از يك نفر ايرانى كه سالهاست متوقف در بمبئى است تحقيق نمودم ؛ اظهار نمود كه امشب شب عيد بزرگ اين ملت است ، به مثل شب عيد نوروز ايرانىها كه در سالى يك شب ، چنين جشنى دارند .
بعد از ساعتى ازدحام ، جمعيت آن معركه متوجه يك جاى ديگر شدند كه روبروى آن مجلس بود . شخصى در بالاى سكوئى ايستاده بود ؛ چيزى به مثل نقلهاى خيلى ريزه به مردم مىداد ؛ مردم مىگرفتند و مىخوردند .
أيضاً در فرداى آن روز ، در ميان خيابان ، صداى سازى شنيده شد . بعد از ساعتى ديدم جمعيت كثيرى مىآيند و يك زنى پيشاپيش همه مىآمد ، ولى زينت نمودهاند و