ندارد و آب خوراكى شيرين از دو نقطه وارد شهر نمودهاند : يك نقطه از بيست فرسنگ توسط ناسوز داخل شهر نموده و نقطه ديگر ، چند فرسنگى بيشتر نيست كه توسط لولههاى آهن و شيرهاى زياد در هر خانه جارى مىشود و خود شهر وصل به دريا مىباشد .
[ نقش استعمار انگليس بر هندوستان ]
و دولت انگليس عايدى بسيارى از اين شهر مىبرد ؛ يعنى از تمام هندوستان . روح دولت انگليس بسته به هندوستان است . روح اهالى هندوستان را در واقع گرفته است و خودش را صاحب روح نموده .
و مملكت پرمنفعتى است از همه حيث ، و همه اديان در اين مملكت آزاد است [ 50 ] و هر ملتى شعائر ملّى « 1 » خود را آشكار نموده ، به طريقه خود حركت مىكند ، ولى از براى مسلمين خيلى سخت است در اين سرزمين از حيث معاشرت با كفار ؛ يعنى مسلمان متقى .
و از كثرت جمعيت ، در اين شهر بمبئى در خيابانهايى كه خط واقون است ، عابرين سبيل به زحمت عبور مىنمايند و بازار مخصوص ، مثل ترتيب بازارهاى ايران و عربستان ندارد ؛ بلكه در طرفين تمام خيابانها ، مغازه و دكاكين است و گندمكار و برنجكار در اطراف اين شهر است و معلوم است كه برصات « 2 » دريا به واسطه برنجكارى
هامش
( 1 ) . متن : ملّتى .
( 2 ) . برشكال [ ب رْ / ب رَ ] / برسات ، و در بهار عجم نوشته كه لفظ هندى است و نزد فقير مؤلف كتاب ، مفرس برسكال است كه بسين مهمله باشد ؛ چه در هندى برس بمعنى بارش و كال بمعنى وقت . ( غياث اللغات ) . شعرى از باقر كاشى : فروز ميكده باقر اگر حريف ميى رسيد خم به ته و برشكال ميگذرد ( آنندراج ) . نيز در ص 130 « داستان باريافتگان » ، آن ( / برسات ) را موسم باران هند معرفى كرده است .