تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سفرنامه عتبات ( هند و حج ) ( فارسى ) — صفحة 116

مساهمون:

ص١١٦
اين مسافرخانه ، پدرش حاجى ديوجى نام ، شخص شيعه بوده و اين مسافرخانه را وقف نموده بر زوّار شيعه و موقوفاتى دارد [ 46 ] و از اول ماه رمضان سفره مىدهد و آدم خوبى است . اين پسر حاجى ديوجى ، ولى پيرمرد است و آيندگان و خورندگان سفره او تمام شيعه هستند . بعد از رفتن مردم ، چند نفرى آمدند نشستند و خودش هم نشست . مقابله قرآن نمودند و خودش قرآن خوبى مىخواند . بارى ، بعد از صرف غذا خوابيديم .

مختصرى از سياحت بمبئى هندوستان

يوم شنبه ، بيست‌ودوم شهر رمضان ، صبح از خواب برخاستيم . بعد از صرف چائى ، إلى ظهر منزل ماندم . بعد از ظهر رفتيم بيرون ، قدرى گردش نموديم . اولًا اين شهر از قرار تقرير يكى از اهل هندوستان ، سه فرسخ طول اين شهر است و يك فرسخ عرض اين شهر است و هشت فرسنگ دور اين شهر است ، و از قرار تقرير يك نفر ديگر هم ، دوازده فرسنگ دور اين شهر است . بارى ، بسيار بزرگ است و اول بندر است در هندوستان ؛ ولى بزرگ‌تر از اين شهر و آبادتر ، شهر ديگر هست مثل كلكته و غيره . و همه طور ملت و مذهب در اين شهر هست . از مسلمان شيعه و سنى و آب‌پرست و آفتاب‌پرست و آتش‌پرست و گاو و گوساله‌پرست « 1 » و غيره و غيره . و اغلب ، بل اكثر اهالى به واسطه بد [ ى ] آب و هوا سياه‌چهره و سبزچهره و كوچك و بدتركيب هستند ، از زنانه و مردانه ، و بدبو مىباشند . يك بوى عفونتى از
هامش
( 1 ) . در متن : گوساله پر است .