تقريباً صد زرع در ميان دريا در پشت كشتى كشيده مىشود و آن رشته حركت مىكند چرخ مىخورد و ساعت كار مىكند .
بعد از تحقيق معلوم شد [ 43 ] كه اين رشته در ميان دريا كشيده مىشود و ساعت كار مىكند و از ساعت ملتفت مىشوند كه كشتى در مدت يك ساعت چهقدر طى مسافت مىكند .
بعد آمدم در وسط كشتى ، ماشين و كارخانه را ديدم . « 1 » در واقع عقل حيران است كه چه ترتيب اين ماشين را وصل به هم نموده و چهقدر آلت چرخ و غيره دارد ! العظمةلله ! اين جنس آدميزاد قابل چهقدر ترقيات مىباشد ! ولى امروز اهل كشتى فىالجمله منقلباند ؛ يعنى از ديروز مغرب كه از كوه كوچك برقدار « 2 » كه رد شديم و و اصل [ به ] درياى هند شديم كه خليج فارس و عمان إلى آن كوه تمام شد كه متعلق به دولت ايران است و كمكم كشتى در حركت مىباشد ، ولى امروز عصر انقلاب بيشتر شد ، حتى بعضى از اهل كشتى منقلباند ؛ بهطورى كه قى عارض شد و بنده هم منقلب شدم ، ولى قى ننمودم . بارى ؛ شب را بعد از غذا خوابيديم .
صبح يوم چهارشنبه ، نوزدهم رمضان از خواب برخاستيم ؛ بعد از صرف چائى ، رفتيم گردش نموديم . امروز چيزى رؤيت نشد كه باعث بر نوشتن بشود ؛ فقط بعضى از ماهىهاى ريزه ديده شد كه از آب بيرون مىآمدند ، مثل گنجشك از روى آب پرواز مىنمودند ، مقدارى بعد دو مرتبه به ميان آب فرو مىرفتند .
بارى ، بعد از صرف ناهار و چائى و خواب بعد از ظهر و بعد از غذاى شب خوابيديم ، ولى امروز كشتى ، حركت زيادى ندارد .
صبح يوم پنجشنبه ، بيستم رمضان از خواب برخاستم ، بعد از صرف چايى [ 44 ]
هامش
( 1 ) . منظور موتور خانه كشتى است .
( 2 ) . منظور تپه فانوس دريايى است .