مىگويد : « عجب مصيبتى است امروز ، اى كاش ابراهيم در كنارم بود . اما او مرا رها كرد و من چاره اى جز تن دادن به مرگ ندارم » . « 1 »
طبرى اشاره مىكند وقتى برخى ياران مختار متوجه سستى ابراهيم در حمايت از او شدند ، ابراهيم را رها كردند و به مختار پيوستند . همچنين آنان در جنگ با سپاه مصعب نيز شركت داشتند . « 2 »
به هرحال حيله دشمن سبب شد تا سوءتفاهم بين ابراهيم و مختار شدت يابد و منجر به كنارهگيرى ابراهيم شود . پس از آن نيز وقتى ابراهيم دانست مختار به قتل رسيده است و هر دو قدرت متخاصم ، يعنى آل زبير و مروانيان براى پيوستن به آنها از او دعوت كردهاند ، ترجيح داد تا در كنار مصعب بن زيبر با مروانيان كه بازماندگان بنىاميه بودند ، بجنگد ، ازاينرو با او كنار آمد . « 3 »
ابراهيم پس از اعلام همراهى با مصعب ، همچنان حاكم موصل ، جزيره ، آذربايجان و ارمنيه باقى ماند . اما پس از آنكه عبدالملك بن مروان خليفه اموى در سال 71 يا 72 ه . . ق مصمم شد با مصعب مقابله كند ، مصعب ، ابراهيم را براى نبرد با عبدالملك فراخواند .
هامش
( 1 ) . الفتوح ، ج 6 ، ص 287 .
( 2 ) . تاريخ الطبرى ، ج 6 ، ص 95 .
( 3 ) . ماهيت قيام مختار ، رضوى اردكانى ، ص 313 .