بود و پيوستن به عراق را بيشتر دوست داشته و با آن خوگرفتهام » . از اين نقطه نظر ، ابراهيم پسر اشتر ، طرفى را برگزيد كه با مواضع پيشين او متناقض نبوده و او را در كشمكش با اصول و سيره قبلى قرار ندهد . از اينرو ، به كوفه رفت و با مصعب بن زبير بيعت كرد . مصعب او را نزديك خود نشاند و به او خلعت بخشيد و دستور داد هداياى نفيسى به او بدهند و وى را به منزلش روانه كرد . مصعب ، گزارش اين مسئله را به برادرش عبدالله بن زبير نوشت ، او بسيار خوشحال گرديد .
با پيوستن ابراهيم به مصعب ، قدرت زبيريان در عراق افزايش يافت و دولت عربى به صورت زير تقسيم گرديد : موصل ، جزيره ، عراق ، حجاز ، يمن ، ارمينيه و آذربايجان در قلمرو ابن زبير ، و شام ، مصر و مغرب نيز در تصرف عبدالملك بن مروان قرار گرفت .
ابراهيم جزء نزديكان و افراد برجسته مصعب بن زبير و از كسانى بود كه در اداره عراق به او اعتماد مىشد . منابع نخستين ما مىگويند : هنگامى كه مصعب بن زبير درگير خاموش كردن فتنه زبيريان و مروانيان در بصره بود ، ابراهيم را والى كوفه قرار داد . همچنين كوفيان در امور مهم ، ابراهيم را به عنوان واسطه نزد مصعب برمىگزيدند ؛ چنانكه مسئله زندانى شدن عبيدالله بن حر ، اتفاق افتاد و مصعب پس از آنكه نقطه نظر ابراهيم را فهميد ، با درخواست وى موافقت كرد .
ابراهيم بن مالك اشتر نخعى ( فارسى ) — صفحة 98
مساهمون: محمود سامانى
ص٩٨