در نبرد مصعب بن زبير ضد مروانيان شركت كرد و در سال 72 ه . ق ، كشته شد . گفتنى است مترجم برخى ديدگاههاى نويسنده درباره مختار را بررسى و نقد كرده است .
بارها پسر اشتر شنيده بود كه مختار ادعاى اعجاز مىكند و مىپندارد جبرئيل و ميكائيل نزد او مىآيند . ابراهيم مىشنيد كه مختار از برخى يارانش مىخواست گواهى دهند فرشتگان ، براى يارى او فرود آمدهاند . او روايات غيبى نقل مىكرد و ادعاى پيامبرى داشت ، و كارهاى شگفتانگيز انجام مىداد ؛ چنانكه اين كارها را در پيكار سبيع با اشراف كوفه نيز انجام داد و در پيكار خازر با اصرار مىگفت سپاه كوفه به يقين پيروز خواهد شد .
البته مسئله ديگرى نيز رخ داد كه موجب جدايى بيشتر ابراهيم و مختار گرديد . ابراهيم براساس اصول ، ايدئولوژى و دادخواهى رفتار مىكرد و بر همين اساس ، با مختار بيعت كرده بود . اما براى ابراهيم روشن شد كه مختار در جهت مصلحت فردى رفتار مىكند و ابراهيم و يارانش را براى رسيدن به منافع شخصى خود به كار گرفته است ؛ درحالى كه بسيارى از محققان ، شخصيت مختار را بررسى كرده ، و ادعاهاى وى را صحيح دانستهاند .
ابن اعثم از زبان محمدبناشعث كندى ، كه پس از پيكار سبيع به مصعب بن زبير پناهنده شد ، گزارش كرده است : « ابراهيم بر منطقه جزيره چيره گشته و با مختار مخالفت
ابراهيم بن مالك اشتر نخعى ( فارسى ) — صفحة 93
مساهمون: محمود سامانى
ص٩٣