آن را نداريم و ما در اين عالم وسيع مانند مورچهاى مىمانيم كه روى صفحه نوشتهاى گذر مىكند حدقه چشم او تاب ديدن كلمات و جملات آن را ندارد شايد در گذرگاهش گاهى بسفيدى برسد و سفيد بيند و گاهى بسياهى برسد و گمان كند آنچه بتدريج از سفيدى و سياهى كاغذ مىبيند شيئا فشيئا احداث ميگردد زيرا كه همه را با هم نميتواند بنگرد و نظر جمعى به آن بنمايد و از آن معانى دريابد .
خلاصه آنكه انسان از اول پيدايش آن تا روز حشر خلايق هميشه بدست مربّى ازل در راه كمال و سعادت و يا در طريق خذلان و شقاوت قدم مىزند و على الدوام از قوّه بفعل ميآيد و روز قيامت روزى است كه كار او و مدّت مسافرتش بپايان رسيده و ديگر محلّى براى استكمال او باقى نمانده است آن وقت چون بكمال لائق به خود نائل گرديد پرده از پيش چشم او برداشته مىشود و قدرت ديدن دفتر آمال و جهاتى كه از آن گذشته و فعلا زير پاى او است و او در جهان ما فوق قرار گرفته و در محكمه عدل الهى بايستى گذارش حال و دفتر سفرنامه خود را نزد حاكم عادل ارائه دهد آن وقت خود را مىبيند كه در عالمى است ما فوق تمام عوالمى كه از آن گذشته .
اى انسان عاقل آن وقت كه البته آمدنى است در نظر خود مجسّم بنما و چنين فرض نما كه الان وقت آن رسيده و تمام گفتار و كردار ما را در لوح بسيار روشن و واضحى كه
لا يُغادِرُ صَغِيرَةً وَ لا كَبِيرَةً إِلَّا أَحْصاها
ثبت گرديده و باز نمودهاند و پيش ما ميگذارند و بما ميگويند بخوان كتاب خود را ، ببين آدم گنهكار وقتى چشمش بكتب اعمال و سجل احوالش افتاد چه حالى بوى دست ميدهد ، اينست كه از روى ترس و حيرت و تعجّب ميگويد اى واى بر من اين چه كتابى است كه هيچ كوچك و بزرگى نيست مگر اينكه در آن ثبت گرديده آن وقت بعلم حضورى تمام اعمال و افعال او از بد و خوب در آن كتابى كه بدست كرام الكاتبين نوشته شده ثبت مىبيند .