از جنس جن بود نه از جنس ملائكه ، ملائكه نه مخالفت ميكنند نه فاسق ميگردند
أَ فَتَتَّخِذُونَهُ وَ ذُرِّيَّتَهُ أَوْلِياءَ مِنْ دُونِي وَ هُمْ لَكُمْ عَدُوٌّ
همزه ( أ فتتّخذونه ) براى انكار و تعجب آمده كه خداى رحمن از روى تعجب و انكار ببشر تذكر داده كه چگونه شما او را كه هم فاسق است و هم چنان كه در جاى ديگر گفته دشمن بنى آدم است و در اينجا نيز خاطرنشان مىكند كه دشمن شما است پس چگونه او و ذريّهاش را غير از خداى رحمن دوست خود ميگيريد .
بِئْسَ لِلظَّالِمِينَ بَدَلًا
اعتراض به كسانى است كه مطيع شياطين گرديده و بجاى اطاعت پروردگارشان راه شيطانى را پيش گرفتهاند و اطاعت او را بدل از اطاعت خداى تعالى قرار دادهاند اين است كه آيه به آنها تذكر ميدهد كه اطاعت خدا را تبديل باطاعت شيطان نمودن بد تبديلى است .
ما أَشْهَدْتُهُمْ خَلْقَ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ وَ لا خَلْقَ أَنْفُسِهِمْ وَ ما كُنْتُ مُتَّخِذَ الْمُضِلِّينَ عَضُداً
شايد در اين آيه خواهد به كسانى كه گمان ميكنند كه شياطين علم بغيب دارند و از اوضاع عالم و آنچه واقع ميگردد مطلعند بفهماند كه گمانشان فاسد است چنين نيست كه پنداشتهاند زيرا كه آنان در موقع آفرينش اوضاع آسمانها نبودند كه از خصوصيات و آنچه متفرع بر آنها است مطلع گردند و نيز عالم بخلقت خودشان نيز نميباشند با اين حال چگونه ممكن است به آنچه در غيب آسمانها و زمين است و چگونگى آثارى كه از آنها ناشى ميگردد اطلاع پيدا نمايند و نيستم من گمراه كنندگان يعنى شياطين را معين و كمك خود بگيرم يعنى در خلقت آسمان و زمين و ساير چيزها احتياج بمعين ندارم .
و بقولى ضمير ( اشهدتهم ) راجع بمشركين عرب است كه موقع آفرينش آسمانها و زمين آنها را حاضر نكردم و نيز در وقت آفرينش خودشان بعضى را