و مالك چيزى نبوديد امروز نيز در تحت حكم ما واقعيد .
وَ وُضِعَ الْكِتابُ فَتَرَى الْمُجْرِمِينَ مُشْفِقِينَ مِمَّا فِيهِ وَ يَقُولُونَ يا وَيْلَتَنا ما لِهذَا الْكِتابِ لا يُغادِرُ صَغِيرَةً وَ لا كَبِيرَةً إِلَّا أَحْصاها
پس از آنكه تمام افراد بشر در آن روز موعود با هم در صعيد واحد جمع مىگردند در آن وقت كار بشر باتمام رسيده و هر كمالى كه بالقوّه در او موجود بود بفعليت ميرسد و ديگر حالت منتظرهاى در او باقى نمىماند اين است كه آنچه را در مدّت عمر دنيوى خود عمل نموده و آنچه را كه از محسنات اخلاقى يا از اوصاف نكوهيده در خود اندوخته گردانيده با نتيجه و آثارى كه بر آنها مترتب گرديده در نظر او يك دفعه حاضر ميگردد حتى نظرى كه نموده يا سخنى كه از دهنش خارج شده يا آنچه در ذهنش و دلش پنهان گردانيده تماما بيك صورت وحدانى در نظر او جلوهگر است .
آرى ما كوتهنظران گمان ميكنيم كه آنچه ميكنيم همان طورى كه از نظر ما محو گرديده و از آن اثرى پديدار نيست و در بوته فراموشى سپردهايم در جهان هستى نيز اثرى از آن پديدار نخواهد بود ، ديگر ندانستهايم كه اين گمان فاسدى است و ما در اشتباهيم گويا فراموش نمودهايم قوله تعالى را كه فرموده در سوره ق آيه 4 در جواب مشركين كه ميگفتند ما پس از آنكه مرديم و خاك گرديديم چگونه عود ميكنيم
قَدْ عَلِمْنا ما تَنْقُصُ الْأَرْضُ مِنْهُمْ وَ عِنْدَنا كِتابٌ حَفِيظٌ
در جلد ششم اين تفسير تا اندازهاى اين آيه را توضيح داديم تكرار نشود .
اينجا همين قدر اجمالا مىگوييم بايد دانست كه اين سعه عالم هستى و اين كاخ مجلل جهانى كه در آن نشو و نماء مينمائيم يك پرتوى است كه از فيض منبسط و رحمت واسعه الهى نمودار گرديده و تمام اجزاء آن مثل حلقههاى زنجير يا مثل تار و پود يك پارچه مرتبط بهم و يك وحدت تشكيل ميدهند و حدقه چشم عقل و دل ما بقدرى كوچك است كه اشياء را همان طورى كه در سعه عالم قضاء و لوح محفوظ و در احاطه علم حق تعالى با هم موجودند توانايى ديدن