و كندن آنها است از محل خود خداى تعالى آنها را در آن روز از محلّش مىكند و آنها را ( هباء منثورا ) ميگرداند ، و بقولى كوهها را در زمين مثل ابر در آسمان پهن ميگرداند ( كثيبا مهيلا ) چنانچه فرموده
يَوْمَ تَرْجُفُ الْأَرْضُ وَ الْجِبالُ
الخ پس از آن ميگرداند آنها را مثل پشم زده شده چنانچه فرموده
وَ تَكُونُ الْجِبالُ كَالْعِهْنِ الْمَنْفُوشِ
پس از آن ميگرداند كوهها را
هَباءً مُنْبَثًّا
چنان كه فرموده
فَكانَتْ هَباءً مُنْبَثًّا
پس از آن ميگرداند آنها را مثل سراب چنان كه فرموده
وَ سُيِّرَتِ الْجِبالُ فَكانَتْ سَراباً
وَ تَرَى الْأَرْضَ بارِزَةً
يعنى ظاهرة ، در زمين چيزى از كوه يا بناء يا درخت نمودار نيست كه آن را از چشمهاى مردم بپوشاند ، و عطاء گفته يعنى تو مىبينى باطن زمين را ظاهر كه آنچه بر پشت زمين و در باطن آن بوده ظاهر ميگردد و در معنى باطن زمين را ظاهر مىبينى
وَ حَشَرْناهُمْ
يعنى آنها را از قبرهايشان مبعوث ميگردانيم و در موقف حساب جمعشان ميكنيم
( فَلَمْ نُغادِرْ مِنْهُمْ أَحَداً )
ما وا نميگذاريم احدى از آنها را مگر اينكه او را محشور ميگردانيم
وَ عُرِضُوا عَلى رَبِّكَ صَفًّا
يعنى محشورين در آن وقت همه بر خدا عرضه داده ميشوند ( صفّا ) يعنى كل زمرة و امّة صف كشيده ميشوند ، و بقولى عرضه ميگردند صفى بعد از صفى مثل صفهايى كه در نماز جماعت بسته ميگردد ، و بقولى همه در يك صف مىايستند بطورى كه بعضى از بعض ديگر پوشيده نميشوند .
( پايان )
لَقَدْ جِئْتُمُونا كَما خَلَقْناكُمْ أَوَّلَ مَرَّةٍ بَلْ زَعَمْتُمْ أَلَّنْ نَجْعَلَ لَكُمْ مَوْعِداً
موقعى كه افراد بشر در صحراى محشر همگى جمع ميگردند در حالى ميباشند كه برهنهاند نه لباس دارند و نه چيزى از تجمّلات دنيا با آنها است مثل همان موقعى كه از مادر متولد گرديدند آن وقت خطاب سختآميز بمنكرين معاد ميرسد كه شمايى كه گمان ميكرديد هرگز وعدهگاهى نيست امروز نزد ما آمديد در حالى كه عاجز و بيچاره و مضطرّيد همان طورى كه در اول خلقت ضعيف و محتاج