نفع مىبخشد و اين گمراهى بسيار دور از حقيقت است .
آرى آدمى كه راه مطلوب خود را گم كرده اگر توقّف كند و راه خطاء را نگيرد ممكن است بارشاد راهنمايى راه مستقيم را پيدا نمايد و پس از سلوك در آن بمطلوب و مقصود خود برسد لكن كسى كه راه را گم كرده و بدون راهنما راه خطايى را گرفت البته هر چه پيش رود از مطلوب و مقصود خود دور تر خواهد گرديد چنين است حال مشركين كه راه بسوى حقيقت را گم كردهاند و براهنمايى سفراء و اولياء الهى در طريق مستقيم قدم نگذارده و بفهم ناقص خود آلههاى براى جود انتخاب نمودهاند به گمان اينكه بعبادت اينها به مقصود خواهند رسيد ديگر ندانستهاند كه آنچه بيشتر در عبادت معبودان خود پافشارى كنند از مطلوب دور تر ميگردند همين است ( ضلال بعيد ) .
يَدْعُوا لَمَنْ ضَرُّهُ أَقْرَبُ مِنْ نَفْعِهِ لَبِئْسَ الْمَوْلى وَ لَبِئْسَ الْعَشِيرُ
آرى مشركين و كسانى كه غير خدا را ميخوانند و از آن خير و نفع ميطلبند گمان ميكنند اين عمل بنفع آنها تمام مىشود ديگر نميدانند كه روى نياز و طلب به غير خدا و معبود به حق آوردن ضررش زيادتر از نفع او است .
( سؤال )
در عبادت و خواندن غير خدا اصلا نفى تصوّر ندارد تا اينكه به صيغه ( افعل التفضيل ) گفته شود ضررش زيادتر از نفع وى است با اينكه در آيه بالا بكلّى در عبادت غير خدا ضرر و نفع را نفى نموده و اظهار مينمايد كه در عبادت بتها نه نفعى است و نه ضررى و در اين آيه گويا اثبات مينمايد كه در عبادت غير خدا نفع دارد لكن ضررش زيادتر از نفع وى است .
( پاسخ )
ظاهرا آيه بالا ( لا يضرّه ) در مقام نفى ضرر است كه اگر عبادت غير خدا را نكنيد ضررى و منقصتى براى شما نخواهد داشت و در اين آيه اخير در عبادت غير خدا اثبات ضرر و نفى نفع مينمايد يعنى به گمان نفع عبادت بتها ميكنيد