چنانچه بعضى گفتهاند ، و اشاره بعلّت خذلان دنيوى و عذاب اخروى است تا اينكه دانسته شود كه آنچه خوارى و عذاب را ايجاب مينمايد عمل شوم ركيك خود آدمى است .
شكى نيست كه هر چيزى را سببى و اثرى است و كبر و نخوت كه از صفات نكوهيده كفار است سبب اعراض نمودن و پهلو تهى كردن از آيات الهى است و چنين عمل خذلان دنيا و عذاب جهنم را ايجاب مينمايد اين است كه ذات متعال خود را از ظلم و تعدّى نسبت ببندگان خود تبرئه مىنمايد و به صيغه مبالغه ( ظلّام ) از خود نفى ظلم مىكند كه به هيچ وجه نسبت ظلم و ستم بمقام كبريايى روا نيست .
آرى يكى از صفات حقيقى او عدل است خدا غنىّ بالذّات و بىنياز از غير است و نسبت ظلم و ستم نمودن بر كسى رواست كه محتاج باشد و از راه تعدّى بر ديگران بخواهد رفع احتياج خود را بنمايد تمام تفضلات و نعمتها از خوان نعمت او ظهور نموده و رحمت رحمانى او است كه بر تمام ممكنات احاطه كرده و خود را بكرم و فضل و احسان معرفى كرده چگونه با اين سعه رحمت نسبت ببنده ضعيف ناتوان كه بدست كرم خود وى را از ظلمت عدم و نيستى بفضاء وجود آورده و تمام ما يحتاج وى را با حسن وجه در دسترس وى گذارده و در كلام مجيدش در موارد بسيارى او را اميدوار بكرم و بخشش و فضل و احسان خود نموده حتى بنده گنهكار خود را از در خانه خود نرانده و ببندگى خود با اينكه طغيان نموده او را ستوده و بقوله تعالى
يا عِبادِيَ الَّذِينَ أَسْرَفُوا عَلى أَنْفُسِهِمْ لا تَقْنَطُوا مِنْ رَحْمَةِ اللَّهِ
تا آخر وى را اميدوار گردانيده با اين حال چگونه ممكن است بر او ستم نمايد هرگز چنين نخواهد بود .
و به اين آيه و امثال آن به خوبى ظاهر ميگردد بطلان مذهب اشاعره كه بنده را به كلى در عمل مجبور ميدانند زيرا چه ظلمى است بالاتر از اينكه مسلوب الاختيار را عذاب كنند بر عمل غير اختيار وى به هيچ ظالمى نميشود چنين نسبتى دارد چه جاى خداى مهربان بخداى رءوف مهربان ، و شايد مقصود آنها چيزى باشد غير از