استقامت مينمودند چنانچه اسماعيل در بيابانى كه نه آب داشته و نه گياه و زراعت صبر نمود و در آنجا خانه كعبه را بنا كرد و آن طورى كه گفتهاند ادريس اول كسى بود كه بر قومش بپيمبرى مبعوث گرديد و آنان را بدين تبليغ نمود از وى نپذيرفتند و خداوند آنها را هلاك گردانيد و ادريس را به آسمان ششم برد .
و مفسرين در ذو الكفل اختلاف كردهاند ، بقولى او مرد صالحى بود پيغمبر نبود و لكن به نماز و روزه قيام مينمود و عمل به حق ميكرد و هيچوقت غضب نمينمود و بقولى آن همان الياس است .
در كتاب نبوت از عبد العظيم بن عبد اللَّه الحسنى چنين روايت مىكند كه گفته بابى جعفر نوشتم و از ذو الكفل سؤال نمودم كه آيا از رسولان بوده حضرت در پاسخ نوشت خداى تعالى يكصد و بيست و چهار هزار پيمبر فرستاد و مرسلين از آنها سيصد و سيزده نفر بودند و همانا ذا الكفل از جمله مرسلين بود و او بعد از سليمان بن داود رسول بود و بين مردم مثل داود حكم مينمود و هيچوقت غضب نمىنمود مگر براى خدا و نام او عدويا بن ادارين بوده . ( مجمع البيان )
وَ أَدْخَلْناهُمْ فِي رَحْمَتِنا إِنَّهُمْ مِنَ الصَّالِحِينَ
شايد مرجع ضمير ( هم ) اين سه نفر از انبياء باشند و شايد تمام پيمبران نام برده در اين آيات مراد باشد زيرا كه تماما داخل در رحمت بىپايان الهى و مشمول فيض سبحانى ميباشند و تمام پيمبران عظام از صلحاء و نيكوكاران و برگزيدگان از بندهگان خاص پروردگارند كه از طرف حضرت عزّت براى ارشاد بسوى مردم فرستاده شدهاند .
وَ ذَا النُّونِ إِذْ ذَهَبَ مُغاضِباً فَظَنَّ أَنْ لَنْ نَقْدِرَ عَلَيْهِ
الخ سيزدهم از پيمبران نام برده شده در اين سوره مباركه يونس عليه السّلام است ، و مقصود از ذا النون يونس بن متى است ، و ( نون ) اسم ماهى است ، او بسوى اهل نينوى برسالت مبعوث گرديد و اهل نينوى را دعوت نمود از وى نپذيرفتند تا وقتى كه مستحق عذاب گرديدند ، و بنا بروايت ابن عباس يونس ( ع )