تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير مخزن العرفان در علوم قرآن ( فارسى ) — صفحة 293

مساهمون:

ص٢٩٣
گر بر سر بيمار خود آيى بعيادت * صد سال باميد تو بيمار توان بود
گويند در سحر آن روز كه مرحمت راحت رسيد بتحفه اين خطاب سر افراز شد و فرياد كشيد
( أَنِّي مَسَّنِيَ الضُّرُّ وَ أَنْتَ أَرْحَمُ الرَّاحِمِينَ )
دانشمندان گفته‌اند شكايت به او بود نه از او . از بحر الحقايق نقل ميكنند كه گفته ايوب به بشريت از ضرر جسمانى ميناليد امّا روحانيتش ناظر جمال بود و كمال عنايت در بلاء ميديد و به آن وجهه بشريتش
( أَنِّي مَسَّنِيَ الضُّرُّ )
گفت و بلسان روحانيتش نداى
( وَ أَنْتَ أَرْحَمُ الرَّاحِمِينَ )
به زبان جارى نمود . و از لطائف قشرى است كه اين سخن نه بر وجه اعتراض است بر حكم قضا و قدر بلكه از روى ضعف و عجز بشريت است . بروايتى جبرئيل نزد ايوب آمد و گفت خاموش نشسته‌اى گفت چكنم مگر صبر جبرئيل فرمود در خزائن حق تعالى بلاها بسيار است تو طاقت ندارى ( كاشفى ) و غير اينها از مفسرين توجيهاتى نقل شده . لكن بهتر اين است كه گفته شود به حكم اينكه ( حسنات الأبرار سيّئات المقربين ) و لو اينكه دعاء و طلب حاجت از خدا كردن اصولا منافى با صبر نيست بلكه چون بامر حق تعالى كه فرموده ( ادعونى ) امر بدعاء نموده و دعاء و عرض حاجت نمودن خود عبادت است لكن چون مقام پيمبران فوق مقام باقى افراد بشر است كه بدون اذن و رضاى الهى همين طورى كه در باره ديگران بدون اذن خداى تعالى حق شفاعت ندارند در باره خودشان بطريق اولى بدون اذن جرئت بر طلب نفعى يا دفع ضررى نتوانند نمود و بنا بر اين صحيح است كه گفته شود وقتى مرض و بلاى ايوب بمنتها رسيد و بدرستى از بوته امتحان بيرون آمد رحمت الهى شامل حال وى گرديد و مأمور شد در باره خود دعاء كند اين بود كه دعا كرد و دعايش بهدف اجابت رسيد و داخل صابرين گرديد و چون مطابق مشيت و اذن خداى تعالى بود نه از مقامش چيزى كاسته گرديد و نه خلافى از وى صادر شد .
تفسير مخزن العرفان در علوم قرآن ( فارسى ) — صفحة 293 | سيده نصرتبيگم امين ( بانوى اصفهان )