در حالى كه از نظر آنان پنهان است ميترسند ، و شايد ( بالغيب ) حال باشد از فاعل يا مفعول ( يخشون ) يعنى ميترسند در حالى كه از مردم پنهانست يا در حالى كه از نظر آنها پنهانست .
خلاصه آنكه متّقى كسى است كه نه در حضور مردم و نه در پنهانى مرتكب معاصى نشود و نيز ترس خود را به كسى اظهار نميكند و نيز اهل تقوى از قيامت و واقعه محشر ترسناكند .
وَ هذا ذِكْرٌ مُبارَكٌ أَنْزَلْناهُ أَ فَأَنْتُمْ لَهُ مُنْكِرُونَ
( هذا ) اشاره به قرآن مجيد است يعنى اين قرآن بلند مرتبه تذكرى است كه فرو فرستاديم براى هدايت و راهنمايى مردم ، همزه استفهام در مقام توبيخ و سرزنش ملحدين و منكرين حقانيت قرآن است كه آيا شمايى كه متّصف به اين صفات الحاد و انكاريد حقانيت قرآن را انكار مينمائيد .
وَ لَقَدْ آتَيْنا إِبْراهِيمَ رُشْدَهُ مِنْ قَبْلُ وَ كُنَّا بِهِ عالِمِينَ
دوم از انبياء گرامى كه در اين مبارك سوره نام برده شده ابراهيم خليل عليه السّلام است .
( و لقد ) عطف به آيه بالا است كه همين طورى كه بموسى ( ع ) تورات عطاء نموديم و بمحمد صلى اللَّه عليه و آله و سلّم قرآن مبارك داديم ، بابراهيم ( ع ) رشد و عقل و ذكاوت عنايت كرديم . و شايد مقصود برشد نبوّت است كه او را پيش از موسى و پيش از تورات بپيمبرى و رسالت برگزيديم و عالم بوديم باستحقاق او بچنين مقامى .
إِذْ قالَ لِأَبِيهِ وَ قَوْمِهِ ما هذِهِ التَّماثِيلُ الَّتِي أَنْتُمْ لَها عاكِفُونَ
، الى قوله تعالى
أَنْتُمْ وَ آباؤُكُمْ فِي ضَلالٍ مُبِينٍ
ابراهيم ( ع ) پس از رشد و اتّصاف او بمقام نبوت در مقام ارشاد قومش برآمد و بپدرش آذر ، مفسرين اماميه گويند كه چون نميشود پيمبران از نسل مشرك و كافر بوجود آيند در اينجا مقصود از ( ابيه ) عمويش بوده و چون متكفل تربيت و پرورش او بود بوى پدر خطاب مينمود ، بنا بر اين ابراهيم ( ع ) به عمو و قومش