و شايد سرّ اينكه موجودات اخروى صاحب حيات ميگردند چنانچه يكى از نامهاى قيامت را « حيوان » ناميده
وَ إِنَّ الدَّارَ الْآخِرَةَ لَهِيَ الْحَيَوانُ لَوْ كانُوا يَعْلَمُونَ
و نيز سرّ اينكه اجزاء آدمى بسخن ميآيند و بر عليه او شهادت ميدهند اين باشد كه چنانچه ثابت گرديده هر موجودى و لو به صورت جمادى باشد نيروى حياتى در آن موجود است كه جامع مشتقّات و حافظ صورت جمعيّه وى است و در هر مرتبهاى طورى تظاهر مينمايد ، در جلد چهارم اين تفسير در سوره زلزال در توضيح آيه
وَ أَخْرَجَتِ الْأَرْضُ أَثْقالَها
تا اندازهاى بحث نموديم رجوع به آن جا شود
يَوْمَئِذٍ يَتَّبِعُونَ الدَّاعِيَ لا عِوَجَ لَهُ وَ خَشَعَتِ الْأَصْواتُ لِلرَّحْمنِ فَلا تَسْمَعُ إِلَّا هَمْساً
تنوين ( يومئذ ) عوض مضاف اليه است و اضافه بوقت نسف است يعنى روزى كه زمين پراكنده ميگردد مردم پيروى ميكنند داعى حق را .
بروايتى چون موقع حشر ميرسد حق تعالى باسرافيل امر مينمايد كه بر صخره بيت المقدس برآيد و بآواز بلند مردم را بخواند و هر كس از هر جايى كه باشد رو به آن صدا آرد و آن داعى حق را همه افراد بشر متابعت نمايند و احدى نتواند سرپيچى كند و بجانب خواننده نيايد بلكه همه اجابت كنند و بشتاب بميعادگاه حاضر گردند و در آن وقت صداها از عظمت و بزرگى و مهابت خداى رحمن در گلوها حبس گردد و از آنان صدايى شنيده نشود مگر سخن آهسته .
يَوْمَئِذٍ لا تَنْفَعُ الشَّفاعَةُ إِلَّا مَنْ أَذِنَ لَهُ الرَّحْمنُ وَ رَضِيَ لَهُ قَوْلًا
در همان روز قيامت شفاعت كسى نفع نمىبخشد مگر شفاعت كسى را كه خداوند دستور به او بدهد و سخن او را در شفاعت بپسندد ، و آنها كسانى ميباشند كه مقام و منزلتى نزد حق تعالى دارند از انبياء و اولياء و شهداء و مؤمنين با تقوى .
بقولى مىشود مقصود مشفوع له باشد يعنى كسى را توانند شافعين شفاعت كنند كه مأذون باشد در مورد شفاعت واقع گردد و خدا بخواهد او را شفاعت كنند بنا بر معنى اول ( من موصوله ) مرفوع المحل است و بدل از شفاعت بتقدير حذف مضاف يعنى شفاعت كسى نفع نمىبخشد مگر كسى را كه خدا به آن اذن بدهد