لا يَمْلِكُونَ الشَّفاعَةَ إِلَّا مَنِ اتَّخَذَ عِنْدَ الرَّحْمنِ عَهْداً
در قيامت كسى مالك شفاعت نيست و قدرت بر شفاعت ندارد نه شفاعت كسى را مىكند نه كسى تواند او را شفاعت كند آن وقتى كه مؤمنين بعضى بعض ديگر را شفاعت ميكنند .
در مجمع البيان گفته مالك گرديدن شفاعت دو قسم است يكى آنكه كسى شفاعت كسى ديگر را كند و ديگر آنكه از غير طلب شفاعت بكند و خداى سبحان بيان مينمايد كه جماعت كفار چنينند كه شفاعت غير در باره آنها نافذ نيست يعنى فائدهبخش نخواهد بود ، و نيز شفاعت آنها نسبت به غير نتيجه ندارد ، پس از آن استثناء نموده
إِلَّا مَنِ اتَّخَذَ عِنْدَ الرَّحْمنِ عَهْداً
يعنى مالك شفاعت نيستند مگر آن جماعتى كه با خداى رحمن قبلا عهدى بسته باشند ، و بقولى شفاعت نميكنند مگر براى آن جماعتى كه چنين باشند ، و عهد ايمان و اقرار است بوحدانيت خدا و تصديق انبياء او ، و بقول ابن عباس آن شهادت ، ان لا إله الّا اللَّه و تبرّى جستن از غير بسوى خدا و بحول و قوّه او و اينكه اميدوار نباشد مگر به خدا .
و بقولى معنى آيه اين است كه شفاعت نميكند مگر كسى كه خداى رحمان بطور اطلاق بوى وعده شفاعت داده باشد مثل انبياء و شهداء و علماء و مؤمنين بنا بر آنچه در اخبار وارد شده . ( پايان ) از جمع بين آيات مثل قوله تعالى در سوره زخرف آيه 86
وَ لا يَمْلِكُ الَّذِينَ يَدْعُونَ مِنْ دُونِهِ الشَّفاعَةَ إِلَّا مَنْ شَهِدَ بِالْحَقِّ وَ هُمْ يَعْلَمُونَ
وَ لا يَشْفَعُونَ إِلَّا لِمَنِ ارْتَضى
سوره انبياء آيه 29 ، با اين آيه بالا ميتوان چنين استفاده نمود كه كسى تواند شفاعت كند كه نزد خدا براى شفاعت پيمان خصوصى گرفته باشد كه چنين كسى كه بطور اطلاق وعده شفاعت به او داده شده باشد تواند هر كسى را كه صلاحيت شفاعت دارد شفاعت نمايد و غير از آن هر كسرا كه خداوند به او اذن شفاعت بدهد شفاعت مىكند .
خلاصه ظاهرا آيه در مقام ردّ عقيده سخيف مشركين است كه گمان ميكردند