خبر ميدهد كه
حَتَّى إِذا أَتَوْا عَلى وادِ النَّمْلِ
تا آخر آيه ) .
پس ببين چگونه نسبت عقل و فهم و نداء كردن مورچه را بنوع خود و امر نمودن آنان را بفرار از شرّ و داخل گرديدن آنها بمنزلگاه خود را به آنان فرمان داده تا اينكه لشگر سليمان در حال ندانستگى آنها را پايمال ننمايند ، و غرض از اين حكايت تنبيه بر اين است كه مردم بر عجائب مورچه آگاه گردند و عقل آنها بيدار شود تا اينكه بحسن نظام و سياست و آنچه بمورچه ضعيف از حسن هندسه و دهليزها كه در منزلهاى خود ترتيب دادهاند مطّلع گردند .
و از جمله عجائب عمل مورچه اينست كه هر گاه يكى از مورچهگان چيز بزرگى را بخواهد ببرد و بتنهايى نتواند كمى از آن را ميگيرد و بر ميگردد نزد برادران خود از مورچهگان و از آنچه گرفته قدرى به آنها ميدهد و با آنها بر ميگردند و هر مورچهاى را كه در راه ديدند با خود همراه مينمايند ، پس ببين چگونه جماعتى از مورچهگان با هم معاونت و كمك ميكنند و باتّحاد آن شيئى سنگين را با جديّت تمام ميكشانند به منزل خود و اين معاونت و اتحاد مهمتر است در رسانيدن آنها را بمطلوبشان و از اينكه از دشمن فرار كنند زيرا كه تخليه يعنى خالى شدن از ضدّ مهمتر است از تحليه در طلب مقصود .
نظام امّت را مقايسه كن با نظام مورچه بعد از آن چنين گويد : غرض ما از اين حكايت اين نيست كه بخواهيم روايت يا حديث بخوانيم بلكه اين مثالى است زده شده براى كسانى كه تعقّل مىكنند تا اينكه حال كاينات را بفهمند و بدانند چگونه مورچهگان در طلب نافع اجتماع ميكنند بر فرار همان طورى كه در طلب نافع اجتماع مىكنند ، و امت وقتى در طلب نافع به قدر حيوان بىزبان از روى حكمت عمل نكنند گمراه و نادان هستند و در گمراهى و ضلالت خواهند ماند و از انسانيت سقوط نموده و منتهى ميگردند بافق ديدان و حشرات
( وَ يَضْرِبُ اللَّهُ الْأَمْثالَ لِلنَّاسِ وَ اللَّهُ بِكُلِّ شَيْءٍ عَلِيمٌ )
.