آن را بدهن ميگيرد و به محلى كه براى آن آماده شده ميگذارد و تخمها را از جهت حجم آن ميشناسند ، تخمهاى بزرگتر را در صفى ميگذارند و كوچك را در صف ديگر و اطراف آنها را دائره ميكشند و سر تخمها را براى تغذيه بيرون ميگذارند و براى آنها مربّى قرار ميدهند كه مواظب آنان باشد تا بحدّ رشد برسند .
مورچه جرّاح ماهر است و عمل جرّاحى او عجيب است و غريبتر اينكه مورچهها مردههاى خود را دفن مينمايند .
مورچه فلّاح است و باغها و مزرعهها ميسازد و از درختها بعض نباتات را ميجويد تا مثل خمير گردد و آن را در زمين پهن مىكند و از درختها دانهها را ميگيرد و در باغهاى خود غرس مينمايد و نباتى از آن روئيده مىشود .
بيانات شيخ طنطاوى در عجائب مورچه خيلى مفصّل است كه بيان آن كتاب على حدّه لازم دارد همين قدرى كه بيان شد براى شخص متفكر كافى است و در آخر كلامش ميگويد :
قسم بجان خودم كه حكايت مورچه از عجائبى است كه گردن فحول علماء را فرود ميآورد و به سجده مىافتند و ميگويند
( رَبَّنا ما خَلَقْتَ هذا باطِلًا سُبْحانَكَ فَقِنا عَذابَ النَّارِ )
آتش جهل در دنيا و تقهقر در شهرها است و نار آخرت
( الَّتِي تَطَّلِعُ عَلَى الْأَفْئِدَةِ )
در آخرت است . ( پايان )
وَ تَفَقَّدَ الطَّيْرَ فَقالَ ما لِيَ لا أَرَى الْهُدْهُدَ أَمْ كانَ مِنَ الْغائِبِينَ
( تفقّد ) در لغت طلب چيزى را گويند كه غائب باشد از نظر . و ( طير ) اسم جنس است . و در اينجا مقصود يك فرد خاص از طيور است كه هدهد نام داشت ، وقتى سليمان يك فرد از نوع هدهد را كه گويند آن رئيس نوع خود بوده نيافت در طلب او بر آمد .
مفسرين گويند خصوصيت هدهد از بين پرندگان در نظر سليمان ( ع ) براى اين بود كه هدهد آب را در زير زمين ميديد ، اين بود كه هدهد خصوصيت