نمايد و چون شناختن نقطه وسط اعتدال در امور كه مطلوب شارع و تمام عقلاى عالم است مقدور هر كسى نيست و محتاج به وضع قانون صحيح است و نخستين شرط قانون گذار اين است كه بحدّ وسط عارف باشد و عالم بطبايع موجودات و تميز عدل و تساوى حقوق مردم را مراعات نمايد و آن اعتدال حقيقى است كه از طرف وحدت صادر ميگردد اين است كه بشر پيش خود نميتواند مقنّن قانون عدل گردد زيرا كه طبيعت وى مشوب بكثرت است و از كثرت امر واحد يعنى قانون عدل و مساوات هرگز صادر نخواهد شد ، اين است كه گوئيم قانون گذار بايستى خداى تعالى باشد كه حدّ وسط هر چيزى را بداند و بتوسط انبياء مردم را بمراعات آن موظّف گرداند و قانون خدايى را بين مردم اجراء نمايد .
وَ الَّذِينَ لا يَدْعُونَ مَعَ اللَّهِ إِلهاً آخَرَ
6 - از خصوصيات آنها اين است كه با خداى واحد احد إله ديگرى را نميخوانند وجهه قلبشان و چشم دلشان بمبدء خود نگرانست و در عبادت و طلب حاجت فقط روى اميد بدرگاه رحمت او دارند .
وَ لا يَقْتُلُونَ النَّفْسَ الَّتِي حَرَّمَ اللَّهُ إِلَّا بِالْحَقِّ
اين آيه نيز عطف به آيه بالا است .
7 - از صفات ممتازه بندگان خدا چنين است كه آنها قتل نفس نميكنند مگر آنجايى كه از طرف حق تعالى مأذون باشند مثل قصاص نفس بنفس يا در حدودى كه از طرف شرع حكم باعدام كسى صادر شده باشد .
8 -
وَ لا يَزْنُونَ
در اين آيات سه گناه بزرگ را تذكّر ميدهد كه بندگان خاصّ خدا كسانى ميباشند كه از آنها اجتناب مىنمايند ، اول و بالاترين آنها شرك به خدا است و شرك به خدا خواه در ذات يا در صفات يا در افعال يا در عبادت هر كدام باشد گناهى است كه بدون توبه صحيح آمرزيده نخواهد شد لكن بدلالت قوله تعالى در سوره نساء آيه 15
( إِنَّ اللَّهَ لا يَغْفِرُ أَنْ يُشْرَكَ بِهِ وَ يَغْفِرُ ما دُونَ ذلِكَ لِمَنْ يَشاءُ )