و چسبيده به زمين ميباشيم پس حال ما چگونه است وقتى بروح خودمان از زمين بسوى آسمان توجّه نموديم و باقى نماند مانعى كه ما را از مباشرت رحمت منع گرداند پس در آنجا مىبينيم چيزى را كه چشمى نديده و گوشى نشنيده .
( پايان )
وَ هُوَ الَّذِي جَعَلَ اللَّيْلَ وَ النَّهارَ خِلْفَةً لِمَنْ أَرادَ أَنْ يَذَّكَّرَ أَوْ أَرادَ شُكُوراً
از راه لطف و كرم براى افراد بشر زمان را توسعه داده و تذكّر ميدهد كه شب و روز هر يك جانشين ديگرند در تمام ساعات شب و روز محلّ و موقعى است براى كسانى كه بخواهند متذكّر حق تعالى گردند و او را حمد و ستايش كنند يا بخواهند شكر گذارى نمايند ، اشاره به اينكه اگر در شب كارهاى روزانه او را خواب گرفت و نتوانست مشغول عبادت و ذكر گردد روز را جانشين آن گردانيديم كه جبران عبادت شب را بنمايد ، و همچنين اگر در روز بواسطه كسب معاش و تأمين زندگانى مجال براى ذكر و شكر و عبادت باقى نماند در شب كه جانشين روز است جبران نمايد .
وَ عِبادُ الرَّحْمنِ الَّذِينَ يَمْشُونَ عَلَى الْأَرْضِ هَوْناً
پس از آنكه حسن ابداع و جمال و صفاى عالم سماوات را از ستارگان و ماه و خورشيد و چگونگى نور افشانى آنها را در آيه بالا تذكّر ميدهد و در آيات ديگر بشر را گرامى داشته و در مقام امتنان بوى يادآورى مينمايد كه ماه و خورشيد و اوضاع سماوى را براى انتفاع بشر مسخر گردانيديم و راجع به زمين فرموده
( هُوَ الَّذِي خَلَقَ لَكُمْ ما فِي الْأَرْضِ جَمِيعاً )
سوره بقره آيه 27 . و در اين آيات بعد تذكّر ميدهد كه انسان وقتى بمقام عبوديت ميرسد و متصف بصفت عبديّت ميگردد كه داراى دوازده صفت نيكو باشد و آن را شماره نموده .
1 - بندگان خداى رحمان چنينند كه در زمين بطور وقار و سكينه و لين راه ميروند چون در هر عملى حدّ وسط آن نيكو است در راه رفتن نيز چنين است