ميگذاريم و آنان باقتضاى عملشان دشمن پيمبران ميشدند .
خلاصه دعوت پيمبران كه بامر خدا بود سبب دشمنى آنها گرديده در اينجا سبب را بجاى مسبّب قرار داده و دشمنى آنان را بجعل خود به حساب آورده و پروردگار تو براى تو كافى است كه راهنما و يار و ياور تو باشد يعنى تو رسول و پيمبر ما ميباشى بچنين مردمانى اعتنا مكن و آنان را به حال خود واگذار .
وَ قالَ الَّذِينَ كَفَرُوا لَوْ لا نُزِّلَ عَلَيْهِ الْقُرْآنُ جُمْلَةً واحِدَةً كَذلِكَ
( نزل ) بمعنى ( انزل ) مثل ( اخبر ) كفّار گفتند چرا قرآن يك دفعه و در يك وقت مثل تورات و انجيل و باقى كتب آسمانى نازل نگرديد .
( كذلك ) جواب سخن آنها است و خطاب برسول اكرم صلّى اللَّه عليه و آله و سلم است كه ما اين طور قرآن را آيه آيه فرود آورديم و در اين ترتيب حكمتهايى منطوى گرديده :
1 -
لِنُثَبِّتَ بِهِ فُؤادَكَ
( لام ) تعليل است يعنى براى تقويت و استحكام قلب تو چنين كرديم تا اينكه بصيرت تو زياد گردد زيرا در هر حادثهاى كه رخ دهد و در هر موقع لزوم كه بتدريج وحى فرود آيد قلب تو را قوى ميگرداند و بصيرت تو را زياد مىكند در محل خود بدليل و تجربه مبرهن گرديده كه يكى از سباب نفوذ علم و دانش در قلب آدمى القائات است كه شيئا فشيئا مطلبى يا بتوسط گفتار يا از جهات ديگر القاء بنفس گردد همين طور كه مىبينيم تمام علوم و معارف ابتدائا بتوسط القاء و آموزش استادان و دانش آموزان پديد گرديده كه بتدريس و تعليم متدرجا از راه گوش تلقين بدانش جويان نمودهاند .
ببين طفل كه ابتدائا قدرت بر سخن گويى ندارد چگونه بتلقين مادر و پدر و دايه كم كم سخنگو ميگردد اگر اين القائات تدريجى نبود ابدا طفل هيچ وقت سخنگو نميگريد .
در مدّتى از زمان پيش پس از آنكه در ذهنم خطور نمود كه چه حكمتى