خلاء را محال ميدانند و همه ميگويند فضاء مملوّ است به چيزى كه آن را ( اثير ) نامند و آن جسمى است كه ضوء كواكب را به خود ميگيرد و بما مىرساند ، و در آنجا گفتيم كه در برهان قدماء و محدّثين در قوله تعالى
( ثُمَّ اسْتَوى إِلَى السَّماءِ وَ هِيَ دُخانٌ )
نظر كن و تعجّب كن كه چگونه آسمانها را دخان و غمام ناميده ، و نيز فرموده ( انهما
كانَتا رَتْقاً فَفَتَقْناهُما )
پس تعجّب كن از قرآن و حكمت و عجائبه و انظر كيف يقول هنا
( وَ يَوْمَ تَشَقَّقُ السَّماءُ بِالْغَمامِ وَ نُزِّلَ الْمَلائِكَةُ تَنْزِيلًا الْمُلْكُ يَوْمَئِذٍ الْحَقُّ لِلرَّحْمنِ
الخ ) . ( پايان )
الْمُلْكُ يَوْمَئِذٍ الْحَقُّ لِلرَّحْمنِ وَ كانَ يَوْماً عَلَى الْكافِرِينَ عَسِيراً ، وَ يَوْمَ يَعَضُّ الظَّالِمُ عَلى يَدَيْهِ يَقُولُ يا لَيْتَنِي اتَّخَذْتُ مَعَ الرَّسُولِ سَبِيلًا
( تا قوله تعالى )
وَ كانَ الشَّيْطانُ لِلْإِنْسانِ خَذُولًا
در اين آيات برسولش خبر ميدهد كه اى محمد ( صلّى اللَّه عليه و آله و سلم ) ياد كن ظالم ستمكار را كه وقتى آثار عذاب را معاينه مينمايد چنان حسرت و ندامتى وى را ميگيرد كه مثل آدم متأسّف غضبناك دست خود را بدندان ميگزد و لبهاى خود را ميجود و دندانهاى خود را بهم ميمالد و از روى ندامت و پشيمانى ميگويد اى كاش تابع رسول گرديده بودم و قدم پشت قدم رهنمايان و هاديان حق تعالى گذارده بودم و چنين روز سختى را نديده بودم .
و نيز ميگويد اى واى بر من اى كاش با فلان دشمن خدا كه در مقام اغواء و گمراهى من بود دوستى نكرده بودم كه پس از آنكه طريق هدايت بر من آمد مرا گمراه گرداند .
شأن نزول آيه بروايت ابن عباس اين آيه در باره عقبة بن ابى معيط و ابىّ بن خلف فرود آمده كه اين دو نفر با هم رفاقت و دوستى داشتند و عادت عقبه چنين بود كه هر وقت از سفر برميگشت مردم را بضيافت خود ميطلبيد وقتى به عادت معهود ضيافت نمود چون با حضرت رسول صلّى اللَّه عليه و إله و سلم مجالست قديمى داشت حضرتش را دعوت نمود وقتى طعام حاضر شد پيغمبر صلّى اللَّه عليه و آله و سلم فرمود من غذا نميخورم