تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير مخزن العرفان در علوم قرآن ( فارسى ) — صفحة 121

مساهمون:

ص١٢١
و نورانى است ، و مقصود از پرده‌هاى ظلمانى مراتب عالم طبيعت و نورانى مراتب نفوس و عقول و ارواح باشد ،
( نُورٌ عَلى نُورٍ )
شايد اشاره دارد بمراتب سير انسانى بمدارج كمال و قرب به حضرت ذو الجلال كه هر چه پيش برود معرفتى بر معرفت او و نورى بر نور قلب وى افزوده ميگردد
( يَهْدِي اللَّهُ لِنُورِهِ مَنْ يَشاءُ )
اشاره به همين فيض رحمت رحمانى است كه هر كس قابل باشد وى را گرامى داشته و از فيض رحمت خود او را كامياب ميگرداند . صدر المتألّهين صاحب اسفار راجع به آيه ( نور ) بيانى دارد كه براى ايضاح مطلب اجمالى از آن را در اينجا ترجمه مينمايم : بعد از بياناتى چنين گويد پس از آنكه دانستى نور حقيقت بسيطه است و معناى شرح الاسم آن ( ظاهر بذاته و مظهر لغيره ) يعنى نور چيزى است كه بنفس و حقيقت خود ظاهر و ظهور اشياء به او است ، و از آنچه گفتيم دانستى كه حقيقة نور ( يعنى وجود ) براى احدى ظاهر نميگردد مگر بمشاهده حضوريّه نه حصوليه ( يعنى بعلم وجدانى ) و بمشاهده قلبيّه توان او را شناخت نه به صورت حاصله در ذهن آن طورى كه اشياء شناخته ميگردند ، زيرا كه صورت ذهنيّه ( مثل مفاهيم و ماهيات امكانى ) هميشه كلّى است و لو اينكه هزار مخصّص وى را تخصيص دهند پس صورت ذهنى مبهم است و شيئى مبهم هرگز متعيّن نميگردد مگر اينكه ظاهر گردد فى نفسه و بر فرض تخصّص در ظهور و تعيّن محتاج است بمتعيّن و مخصّص اين است كه ظهور عين ذات او نيست تا اينكه ظاهر بنفسه و مظهر لغيره باشد ، و ايضا هر چه غير نور است يعنى ( غير وجود است ) مخفى و تاريك است و بنور وجود روشن ميگردد ، پس چگونه مىشود او ظاهر كننده نور وجود و معرّف آن گردد و محققا خداى تعالى ظاهر بذاته و مظهر لغيره مىباشد زيرا كه ذات او عين ظهور ذات او است و نيز عين ظهور تمام موجودات است و بذات نيّر خود تاريكى ممكنات را روشن گردانيده و شمس عظمت او بر آفاق و حقايق ماهيات تابيده و عدم و ظلمت را از اقليم معانى و معقولات مطرود گردانيده ، و اگر نبود