طلوع ذاتش و اشراق وجودش نه براى ذرّهاى از موجودات در آفاق وجودى و نه براى شيئى از اشياء حصولى بود نه در عقل و نه در عين ، و در حديث نبوى صلّى اللَّه عليه و آله و سلم است كه ( خداى تعالى خلق كرد خلق را در ظلت پس از آن از نور خود به آنها ترشّح داد ) .
و به اين حديث ظاهر ميگردد معنى قوله تعالى
( يُدَبِّرُ الْأَمْرَ مِنَ السَّماءِ إِلَى الْأَرْضِ )
و نيز قوله تعالى
( أَنَّ اللَّهَ عَلَّامُ الْغُيُوبِ )
زيرا كه تدبير از خدا عين اشراق نور وجود او است در مرتبه ابداع بر وجه حكمت و مصلحت و همچنين عالميت او بر آنچه پنهان است عين ايجاد چيزهايى است كه مستور و ناپيدا است يعنى علم ازلى حقّ تعالى عين ايجاد اشياء است زيرا كه وجودات اشياء متأخر از اراده و مشيت او نيستند بلكه اراده او عين علم تفصيلى بوجود آنها است نه اينكه وجود موجودات متأخّر از علم ازلى او باشد و همين است معنى علم فعلى كه اشراقيين از علماء قائل بآنند .
خلاصه علم حق تعالى كه عين ذات او است سبب وجود موجودات است و آن عبارت از معلوميت موجودات است نزد او تعالى و اشراق نور وجود او بر آنها
( هُوَ الَّذِي فِي السَّماءِ إِلهٌ وَ فِي الْأَرْضِ إِلهٌ )
و پس از اين بيان كشف ميگردد معنى قوله تعالى
( اللَّهُ نُورُ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ )
.
پس از آن چنين گفته از بعض مشايخ اين طريق چنين نقل شده كه ( نور ) يعنى منوّر و آن كسى است كه قلوب عارفين را بتوحيد منوّر گردانيده و اسرار و بواطن دوستان را بتأييد خود روشن ميگرداند ، و گويند نور آن چيزى است كه اشياء را بتصوير و تنوير مكوّن گردانيده ، و نيز گفتهاند نور است كه قلوب را بايثار حق هدايت نموده و او را برگزيده ، و به همين معنى اشاره دارد قوله تعالى
( اللَّهُ وَلِيُّ الَّذِينَ آمَنُوا يُخْرِجُهُمْ مِنَ الظُّلُماتِ إِلَى النُّورِ )
يعنى از باطل به حق هدايت نموده و از بعد بسوى قرب و از اسفل بسوى اعلى و از هاويه بسوى جنان رهبرى گردانيده . ( پايان )