براى خدا شريك قرار ميدهند گويا آنها گمان ميكنند كه بتها و اللَّه آنها را از مرگ نجات دادند .
لِيَكْفُرُوا بِما آتَيْناهُمْ وَ لِيَتَمَتَّعُوا فَسَوْفَ يَعْلَمُونَ
ظاهرا لام ( ليكفروا ) لام غايت است يعنى غايت و فايده نعمتهايى را كه ما به آنان عطا نموديم و از غرق و هلاك آنها را نجات داديم اين شد كه بنعمتهاى ما كافر گرديدند و اينها اندك مدتى از حيات دنيا بهرهمند ميگردند پس از آن به زودى جزاء و پاداش عمل خود را خواهند دانست .
أَ وَ لَمْ يَرَوْا أَنَّا جَعَلْنا حَرَماً آمِناً وَ يُتَخَطَّفُ النَّاسُ مِنْ حَوْلِهِمْ
همزه
( أَ وَ لَمْ )
همزه استفهام و براى تقرير و توبيخ است آيا اين اهل مكه ندانستند و نفهميدند كه ما حرم كعبه را محل امن و امان قرار داديم كه در آنجا همه در امان باشند و بعضى ببعض ديگر تعدى و ظلم نكنند و در اطراف مكه بعضى مال ديگرى را سرقت مينمايد و وى را ميربايد و ميكشد يا حبس مينمايد و اهل مكه در امن و امان نميباشند .
أَ فَبِالْباطِلِ يُؤْمِنُونَ وَ بِنِعْمَةِ اللَّهِ يَكْفُرُونَ
بچنين مردمانى كه بنعمت امنيت شكر نميكنند اعتراض نموده كه آيا بباطل ايمان آوردهايد يعنى آيا تصديق ميكنيد بعبادت بتها و حال آنكه آنها باطل و مضمحل ميباشند و بنعمت امنيت كه خدا بشما اهل مكه داده و آنجا را محل امن قرار داده كافر ميشويد و سپاسگزارى نمىنمائيد .
وَ مَنْ أَظْلَمُ مِمَّنِ افْتَرى عَلَى اللَّهِ كَذِباً
ستمكارترين مردم كسى خواهد بود كه بر خدا دروغ ببندد دروغ بستن بر خدا به چند وجه تصور دارد يا اين است كه براى خدا شريك قرار مىدهد يا صفاتى كه لايق ذات احديت نيست مثل دروغ و ظلم و غير آن به او نسبت مىدهد يا از پيش خود چيزى ميگويد و چنان اظهار مىكند كه اين كلام خدا است يا خود را رسول و فرستاده خدا معرفى مىنمايد يا غير اينها آنچه را كه سزاوار مقام الوهيت نيست