امر مينمايد كه برويد و تجسّس كنيد از يوسف و برادران او
« وَ لا تَيْأَسُوا مِنْ رَوْحِ اللَّهِ إِنَّهُ لا يَيْأَسُ مِنْ رَوْحِ اللَّهِ إِلَّا الْقَوْمُ الْكافِرُونَ
« فقط كفّارند كه از رحمت خدا مأيوسند
فَما كانَ جَوابَ قَوْمِهِ إِلَّا أَنْ قالُوا اقْتُلُوهُ أَوْ حَرِّقُوهُ فَأَنْجاهُ اللَّهُ مِنَ النَّارِ
از آيه ( 18 )
« وَ إِنْ تُكَذِّبُوا »
تا آخر آيه اخير
« وَ أُولئِكَ لَهُمْ عَذابٌ أَلِيمٌ »
جملات معترضه بود كه در بين حكايت حضرت ابراهيم ( ع ) واقع شده اين آيه بازگشت بداستان حضرت ابراهيم عليه السلام است كه پس از آنكه امّتش را بعبادت و تقوى ارشاد مينمايد و در مقام اندرز و نصيحت آنها كوشش مينمايد جماعت كفار كمر قتل او را مىبندند كه بايد او را بكشيم يا به آتش بسوزانيم اين بود كه آتش نمرودى را برافروختند و به گمان فاسد خود خواستند براى يارى بتهاى خود جسد مباركش را بسوزانند ديگر ندانستند كه
« يَدُ اللَّهِ فَوْقَ أَيْدِيهِمْ »
در سوره انبياء آيه 69 فرموده وقتى آتش افروختند خطاب به آتش ميرسد كه
« يا نارُ كُونِي بَرْداً وَ سَلاماً عَلى إِبْراهِيمَ »
اين بود كه رحمت خدا بر نار كبر و حسد آنان سبقت گرفته و آتش تبديل به گل و رياحين گرديد و خداى جليل خليل خود را از دست دشمن نجات داد
إِنَّ فِي ذلِكَ لَآياتٍ لِقَوْمٍ يُؤْمِنُونَ
تبديل گرديدن آتش به گل و رياحين يكى از آيات بزرگ الهى بشمار ميرود كه حق تعالى براى نجات حضرت خليل الرحمن و اثبات پيمبرى او و اظهار بزرگى و عظمت و قدرت بى منتهاى خود در معرض ظهور و بروز درآورده و آتش را تبديل به گل گردانيده
( اعتراض )
بنا بر قاعده مسلّمه بين حكماء كه گويند قلب ماهيّت محال است چگونه ممكن است آتش گل گردد در صورتى كه گل و آتش ضدّ يكديگرند و ممكن نيست در يك محل جمع گردند
( پاسخ )
درست است كه ممكن نيست ماهيتى بعينه ماهيّت ديگر گردد مثل اينكه آتش با آتش بودن گل گردد لكن در اينجا بقدرت ايزدى صورت آتش را محو گردانيده