كنندهاى ( 22 )
آنهايى كه بآيات خدا و بملاقات او كافر گرديدند چنين مردمانى از رحمت من ( خدا ) مأيوس خواهند بود و براى آنان عذاب دردناك آماده گرديده ( 23 )
پس جواب ( تبليغ و اندرزهاى ابراهيم عليه السلام ) نبود مگر اينكه گروه ( نمروديان ) گفتند ابراهيم ( ع ) را بكشيد يا او را بسوزانيد و خداوند او را از آتش نجات داد حقيقة ( در اين داستان ابراهيم « ع » ) آيات و نشانههايى است براى گروهى كه ايمان آوردهاند ( 24 )
( و نيز ابراهيم عليه السلام بقومش گفت جز اين نيست كه شما غير از خدا بتها را بخدايى گرفتيد براى اينكه در زندگانى دنيا دوستان شما باشند پس از آن در روز قيامت بعضى از شما ببعض ديگر كافر ميگردند و بعضى بعض ديگر را لعنت ميكنند و جايگاه شما آتش است و براى شما كسى نيست كه شما را يارى نمايد ( 25 )
پس لوط عليه السلام بابراهيم عليه السلام ايمان آورد ( و ابراهيم « ع » ) گفت من هجرت كنندهام بسوى آنجا كه امر پروردگارم مىباشد زيرا كه او است غالب و درستكار ( 26 )
و بابراهيم اسحق و يعقوب را بخشيديم و در ذريّه آنان نبوّت قرار داديم ( و به آنها كتاب عطاء نموديم ) و در دنيا به او اجر و پاداش عطا كرديم و حقيقة ابراهيم ( ع ) در آخرت از شايستگان خواهد بود ( 27 )
و ياد كن وقتى را كه لوط بقومش گفت شما مرتكب عمل قبيحى ميگرديد كه در اين عمل احدى از پيشينيان و عالميان بر شما پيشى نگرفتهاند ( 28 )
آيا شما با مردها مقاربت ميكنيد و راهها قطع مينمائيد و در محفل خود عمل زشت و قبيح انجام ميدهيد و جواب قوم لوط نبود مگر آنكه گفتند عذاب خدا را بر ما بياور اگر تو از راستگويان ميباشى ( 29 )
( پس از انكار قوم ) لوط گفت پروردگار من مرا يارى گردان ( و مسلّط گردان ) بر اين گروه تباهكاران ( 30 )
توضيح آيات
أَ وَ لَمْ يَرَوْا كَيْفَ يُبْدِئُ اللَّهُ الْخَلْقَ ثُمَّ يُعِيدُهُ
( يروا ) دو طور قرائت شده ، اهل كوفه بتاء خطاب قرائت نمودهاند يعنى آيا شما نمىبينيد و باقى قرّاء بياء غيبت قرائت نمودهاند يعنى آيا كفار نميبينند چگونگى