وَ مِنَ النَّاسِ مَنْ يَقُولُ آمَنَّا بِاللَّهِ فَإِذا أُوذِيَ فِي اللَّهِ جَعَلَ فِتْنَةَ النَّاسِ كَعَذابِ اللَّهِ
اين آيه اشاره است به آنهايى كه به زبان ميگويند ايمان آورديم و ايمان در قلبشان نفوذ ننموده و چون در مورد امتحان واقع ميگردند يا از جهت ايمان در مورد اذيّت كفار واقع ميگردند يا مأمور ميشوند كه با كفار بجنگند و در راه خدا جان بازى كنند اذيّتى كه از كفار به آنها اصابت مينمايد مثل عذاب خدا ميدانند و از دين بر ميگردند لكن وقتى فتح و فيروزى از جانب پروردگار تو رسيد خود را داخل مؤمنين ميگردانند
وَ لَئِنْ جاءَ نَصْرٌ مِنْ رَبِّكَ لَيَقُولُنَّ إِنَّا كُنَّا مَعَكُمْ أَ وَ لَيْسَ اللَّهُ بِأَعْلَمَ بِما فِي صُدُورِ الْعالَمِينَ
ظاهرا آيه در مقام بيان روش منافقين است كه آنان به زبان شهادتين ميگفتند و وقتى در مورد امتحان واقع ميگرديدند و از جهت دين بنا ملائمى مثل جهاد با كفار يا غير آن برخورد ميكردند از دين اعراض مينمودند و هر وقت فتح و ظفرى براى مؤمنين پيش ميآمد براى گرفتن غنيمت خود را داخل مؤمنين ميكردند كه ما از شمائيم و قسمت ما را بدهيد اين است كه خداى تعالى باستفهام انكارى در مقام اعتراض بر آمده و آنها را تهديد مينمايد كه آيا چنين نيست كه خدا عالمتر است به آنچه در باطن عالميان است يعنى البته ميداند آنچه را كه منافقين مخفى ميدارند .
در اينجا نكتهاى به نظر ميرسد و آن اينست كه چون اذيّت و فتنه را نسبت بناس ميدهد و فتح و فيروزى را نسبت بپروردگار از اينجا ميتوان استفاده نمود كه آنچه در عالم از فساد مثل جنگ و غارت و ظلم و تعدّى و شرّ پديد ميگردد بازگشت آن بسوى اختيار بشر خواهد بود و آنچه خير و فتح و نعمت در عالم واقع ميگردد منشأ او فضل و احسان مربّى و خالق عالميان است زيرا كه او خير محض است و از خير جز خير نيايد و منشأ شرّ و فساد نقائض بشرى است مفسّرين در شأن نزول آيه بالا از قوله تعالى
« وَ مِنَ النَّاسِ
تا آخر
فِي صُدُورِ الْعالَمِينَ »
از كلبى نقل نمودهاند كه آيه در باره عيّاش بن ابى ربيعه مخزومى فرود