فَأَنْجَيْناهُ وَ أَصْحابَ السَّفِينَةِ وَ جَعَلْناها آيَةً لِلْعالَمِينَ
داستان طوفان و حكايت كشتى نوح يكى از داستانهايى است كه كهنهگى ندارد زيرا كه آن يكى از آيات بزرگ الهى است و اعجاز آن از جهاتى مورد تعجّب تمام اهل عالم مىباشد و تمام تذكره نويسان و اهل ملل در كتب تواريخ نوشته و ضبط كردهاند احدى و لو طبيعيين كه همه چيز را حمل بر طبيعت ميكنند نتوانند در اعجاز آن خدشهاى وارد نمايند و اعجاز آن يكى از جهت سنّ آن حضرت است و اين طورى كه ضبط شده و آيه هم تصريح فرموده نهصد و پنجاه سال قبل از طوفان بين مردم انجام رسالت ميداد و گويند پس از طوفان مدّت مديدى باقى بود كه اولاد بسيار از او متولّد شد در سنّ شريفش پنجاه بقول بعضى و بروايت ابن عباس در چهل سالگى مبعوث برسالت گرديده بود و در حدود عمرش از شيخ ابو جعفر بابويه روايت ميكنند كه در كتاب نبوت فرموده كه عمرش به دو هزار و پانصد سال رسيده و هنگام مردنش ملك الموت از او پرسيد دنيا را چگونه يافتى گفت مثل خانهاى ديدم كه از يك در درآمدم و از در ديگر بيرون رفتم و اعجاز ديگر آنكه داستان طوفان كه تمام روى زمين را يك دفعه آب بگيرد و تمام اهل زمين را هلاك گرداند از اول پيدايش زمين تا حال نظيرش واقع نگرديده و اعجاز ديگر آنكه حكايت كشتى ساختن حضرت نوح عليه السلام كه ظاهرا تا آن وقت بذهن كسى خطور نميكرده كه چنين صنعتى ميتوان اختراع نمود ، البته معلوم است آن معجزه و بالهام خدايى بوده كه خداى تعالى براى حفظ جان رسولش و عدّه كمى از مؤمنين كه در آن وقت بودند كشتى سازى را بنوح ( ع ) تعليم نمود و از آن وقت كشتى سازى اختراع گرديد ، اينست كه در آخر آيه فرموده
وَ جَعَلْناها آيَةً لِلْعالَمِينَ
عالمين جمع عالم است اشاره به اينكه طوفان نوح ( ع ) نشانه قدرتى است كه بر تمام خلق اولين و آخرين هويدا گرديده