ترجمه
( 29 / 18 - 8 )
ما به انسان توصيه نموديم كه به پدر و مادر خود احسان و نيكى نمايد و اگر آنها با تو جنگ و جدال كنند كه چيزى را كه تو علم به آن ندارى شريك من ( خدا ) قرار دهى در اين مورد آنان را اطاعت منما بازگشت شما بسوى من است ( يعنى شما بسوى خدا ) بازگشت مينمائيد پس من شما را خبر دار مينمايم به آنچه كه بوديد عمل مينموديد ( 8 )
و كسانى كه ايمان آوردند و عمل شايسته نمودند ما البته آنها را در نيكوكاران داخل ميگردانيم ( 9 )
و بعضى از مردم كسانى هستند كه ميگويند به خدا ايمان آورديم و هر گاه بسبب ايمان به خدا بوى اذيّتى وارد گرديد از دين برميگردد و عذاب مردم را عذاب خدا پندارد و وقتى فتحى و غنيمتى بدست آمد البته ميگويند كه حقيقة ما با شما مؤمنين ميباشيم آيا چنين نيست كه خدا داناتر است به آنچه در سينه ( و باطن ) عالميان است ( 10 )
و خدا ميداند آنهايى را كه ايمان آوردند و ميداند منافقين را ( آنهايى كه در ادّعاى ايمان ) دروغگويانند ( 11 )
كسانى كه كافر شدند بمؤمنين گفتند تابع روش ما گرديد ما گناهان شما را به گردن ميگيريم ( در صورتى كه چنين نيست ) كافرين حامل گناهان آنان نميشوند
و هر آينه در قيامت سنگينى گناه خود را با سنگينى گناه آنها برخواهند داشت و البته در روز قيامت از آنان از آنچه افتراء زدند و دروغ بستند پرسيده خواهد شد ( 13 )
و حقيقة ما نوح ( ع ) را بسوى قوم خودش فرستاديم و نوح عليه السلام در بين آنها هزار سال مگر پنجاه سال ( نهصد و پنجاه ) سال آنان را دعوت نمود ( و پس از مخالفت آنها را طوفان گرفت در حالى كه آنان بنفس خود ستم نمودند ( 14 )
و ما نوح ( ع ) و اصحاب كشتى را ( از غرق ) نجات داديم و قرار داديم كشتى يا واقعه قوم نوح ( ع ) را آية و نشانه براى عالميان ( 15 )
و ياد كن ابراهيم را وقتى كه بقومش گفت خدا را عبادت كنيد و تقوى را پيشه خود گردانيد و اين كار براى شما بهتر است اگر دانا باشيد ( 16 )
( و بقومش گفت ) شما غير از خدا عبادت بتها را ميكنيد و بدروغ نسبت خدايى به آنان ميدهيد حقيقة آنهايى را كه پرستش مينمائيد قدرت ندارند بشما روزى بدهند پس بايد روزى خود را از نزد خدا بخواهيد و خدا را عبادت كنيد و شكر