انكار مينموديد حال طعم عذاب را بچشيد .
وَ إِذا تُتْلى عَلَيْهِمْ آياتُنا بَيِّناتٍ قالُوا ما هذا إِلَّا رَجُلٌ يُرِيدُ أَنْ يَصُدَّكُمْ عَمَّا كانَ يَعْبُدُ آباؤُكُمْ وَ قالُوا ما هذا إِلَّا إِفْكٌ مُفْتَرىً وَ قالَ الَّذِينَ كَفَرُوا لِلْحَقِّ لَمَّا جاءَهُمْ إِنْ هذا إِلَّا سِحْرٌ مُبِينٌ
در بيان شرح حال كفّار است كه وقتى آيات ظاهر قرآن را ميديدند و راه عذرى براى آنان باقى نبود ميگفتند اين مرد سخنانى بهم بافته و ميخواهد ما را باز دارد از پرستش آنچه را كه پدران ما پرستش مينمودند گويا عمل پدران خود را بر حق ميدانستند و كور كورانه دنبال آنها را گرفته و عقل خود را به كار نميانداختند و چون ميديدند آيات قرآن با آنكه زبان خودشان است طورى است كه از عهده آنها بر نميآيند معارضه به مثل نمايند حمل بسحر مينمودند و ميگفتند اين آيات سحرى خواهد بود آشكارا .
وَ ما آتَيْناهُمْ مِنْ كُتُبٍ يَدْرُسُونَها وَ ما أَرْسَلْنا إِلَيْهِمْ قَبْلَكَ مِنْ نَذِيرٍ
اشاره به اينكه سخنان كفّار از روى فهم و دانش نبوده زيرا كه اينان مردمانى ميباشند كه به هيچ وجه دانش نياموختهاند نه كتابى براى آنان آمده بود كه درس انسانيّت بياموزند و نه پيش از تو اى محمّد ( صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم ) بر اين جماعت پيمبرى آمده بود كه تربيت خدايى پيدا نمايند اين است كه اينها مردمانى وحشى بىخرد و بىسواد وقتى آيات قرآن را ميشنوند بنظرشان غريب مىآيد و حمل بر سحر و امثال آن مينمايند
وَ كَذَّبَ الَّذِينَ مِنْ قَبْلِهِمْ وَ ما بَلَغُوا مِعْشارَ ما آتَيْناهُمْ
در جمله اخير دو احتمال داده شده يكى اشاره باشد بقوّت و قدرت امم سابقه كه آنان با آن قوّت و عظمت جسمانيشان مثل قوم عاد و ثمود و فرعون و فرعونيان و امثال اينان كه آنها در قوّت و زور و بازوى جسمانى چنين بودند كه اهل مكّه بده يك آنچه به آنها از مال و قوّت داده بوديم نميرسند و وقتى مورد غضب الهى واقع گرديدند و در اثر انكار آيات مبتلا به عذاب شدند قوّتشان جلوگيرى از عذاب نگرديد و همه هلاك شدند .