هر كجا كه او حركت و سير مينمايد و اين از معجزات داود بشمار ميرفته ( جبائى )
أَوِّبِي
مأخوذ از آب يئوب و بمعنى رجوع و بازگشتن است ( و الطير ) را قرّاء دو طور قرائت نمودهاند اكثر آنها بنصب ( و الطّير ) خواندهاند بنا بر آنكه يا عطف باشد بر ( فضلا ) يا عطف باشد بر جبال كه محلا منصوب است نه لفظا و بعضى برفع ( و الطّير ) خواندهاند بنا بر اينكه عطف بلفظ جبال باشد ( و الطير ) اسم جنس است كه شامل تمام پرندگان ميگردد .
و مقصود از امر بكوهها كه با داود عليه السلام همصدا گرديد و همچنين امر بطيور كه در موقع تسبيح و ذكر داود ( ع ) مشغول الحان و نغمهسرايى شويد يا امر تكوينى است و اشاره بعظمت و جلال و كبريايى و نفوذ و قدرت خداوندى است كه تمام موجودات مطيع امر تكوينى او جلّ و علا ميباشند و بقول حكماء كه گويند تمام موجودات با شعور و ادراكند مىشود امر بكوهها را امر تشريعى گرفت و اشاره بنفوذ قدرت و عظمت شأن خداوندى او است .
خلاصه گويند وقتى داود ( ع ) تسبيح و ستايش حق تعالى را مينمود يا كتاب زبور ميخواند كوهها بصدا آمده او را كمك مينمودند و كبوتران صف ميكشيدند و ترجيع و الحان نغمهسرايى مينمودند و در آن موقع منظرهاى پديد ميگرديد كه بسيارى از مستمعين از شدّت شعف تاب نياورده غش مينمودند .
وَ أَلَنَّا لَهُ الْحَدِيدَ
از صادق آل محمد صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم چنين روايت شده
( انّ اللَّه تعالى اوحى الى داود نعم العبد لو لا انّك تأكل من بيت المال ) « 1 » .
پس از اين وحى داود ( ع ) چهل شبانه روز گريه كرد و از حق تعالى طلب نمود كه وى را ارشاد نمايد بكسبى كه معيشت نمايد و از بيت المال نخورد اين بود كه خداى تعالى آهن را بدست او نرم گردانيد و زره ساختن را بوى تعليم نمود .
هامش
( 1 ) خداوند بداود وحى نمود كه تو خوب بندهاى هستى اگر از بيت المال نميخوردى