( توضيح آيات )
وَ قالَ الَّذِينَ كَفَرُوا هَلْ نَدُلُّكُمْ عَلى رَجُلٍ يُنَبِّئُكُمْ إِذا مُزِّقْتُمْ كُلَّ مُمَزَّقٍ
كفّار از روى استهزاء و سخريّه به يكديگر ميگفتند آيا ميخواهيد مردى را ببينيد ( و مقصود آنان محمّد صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم بود ) كه سخن عجيبى ميگويد چنين اظهار مينمايد كه وقتى كه شما مرديد و بدن شما پاره پاره گرديد و پس از آن خاك شد و هر ذرّهاى از آن به طرفى افتاد
( إِنَّكُمْ لَفِي خَلْقٍ جَدِيدٍ )
با اين حال در خلقت نوينى خواهيد بود آيه ارشاد به اين است كه به مردن فانى نگرديدهايد بلكه وجود شما تحول نموده و از نشئهاى به نشئهاى كاملتر ميگردد و در روز معاد حيات ثانوى بوى افاضه مىشود كه آن حيات كامل و باقى خواهد بود .
أَفْتَرى عَلَى اللَّهِ كَذِباً أَمْ بِهِ جِنَّةٌ
چنان زندگى پس از مرگ در نظر آنان بعيد مينمود كه گمان كردند آن شخص اوّل امكان ديوانه است و بدون عقل و رويّه سخن ميگويد و اگر جنون ندارد براى رياست و پيشوايى به خدا دروغ مىبندد و چنين اظهار مينمايد كه خدا به من وحى نموده كه شما پس از مردن زندگانى نوينى خواهيد نمود .
آرى كسى كه چنان در طبيعيات فرو رفته كه جز زرد و سرخ عالم طبيعى چيزى را ننگرد و منكر روح مجرّد است چگونه ميتواند نظر خود را بالا برد و تعقّل نمايد عالمى را كه ما فوق اين عالم و وسيعتر و عالىتر و محيط بر اين عالم باشد آيا انسان اگر رجوع بعقل و حقيقت خود نمايد نميفهمد كه روح و عقل درّاكش كه متصرّف در مادّيّات گرديده و غالب و قاهر بر ما دون خود مىباشد از عالم ديگرى ظهور و بروز نموده و براى استكمال به حكم قادر توانا چهار صباحى بعالم طبيعيّات تعلّق گرفته و پس از تكميل بايستى به محل خود برگردد و حيات دائمى و زندگى پاك بى آلايش هميشگى پيدا نمايد ، قوله تعالى
( إِلى رَبِّكَ يَوْمَئِذٍ الْمُسْتَقَرُّ )
سوره القيمة آيه 12 يعنى و محل قرارگاه او بسوى رحمت پروردگارش خواهد بود
( وَ أَنَّ إِلى رَبِّكَ الْمُنْتَهى )
سوره النجم آيه 43
( إِنَّ إِلى رَبِّكَ الرُّجْعى )
سورة العلق آيه 9